کتاب «هیولاهای دریایی» نوشته کلوئی آریتیس یکی از آثار برجسته و شاعرانهی ادبیات معاصر است که در سال ۲۰۱۹ منتشر شد. داستان در مکزیکوسیتی دهه ۱۹۸۰ جریان دارد و روایتگر زندگی دختری ۱۷ ساله به نام لوئیزا است که از یک زندگی یکنواخت و خستهکننده در خانهاش فرار میکند. لوئیزا که در جستجوی معنای زندگی است، با پسری مرموز به نام توماس آشنا میشود. توماس او را به سفری به سمت سواحل اقیانوس آرام میبرد، جایی که او به دنبال گروهی از کوتولههای اوکراینی میگردد که از سیرک شوروی فرار کردهاند. در این مسیر لوئیزا با دنیای شگفتانگیز و سورئالی روبهرو میشود که در آن مرز بین واقعیت و رویا به وضوح مشخص نیست. «هیولاهای دریایی» یک رمان کاملا متفاوت از رمانهای مرسوم است. این اثر بیشتر شبیه یک خواب طولانی و رازآلود است تا یک داستان خطی. در این کتاب همهچیز در فضای مهآلود، با نورهای کمرنگ و صداهای مبهم جریان دارد. لوئیزا در شهرهای متروکه و سواحل خالی از سکنه، تجربیاتی را پشت سر میگذارد که بهطور واضح نمیتوان گفت که واقعی هستند یا خیالی. این فضای سورئالیستی باعث میشود که خواننده در حالی که درگیر داستان است، از خود بپرسد که چه چیزی حقیقت دارد و چه چیزی صرفا بخشی از تخیل لوئیزا است. یکی از نکات برجسته کتاب هیولاهای دریایی بررسی جستجوی معنا و هویت است. لوئیزا، شخصیت اصلی داستان، در جستجوی هویتی جدید از محیط آشنا و بسته خود فرار میکند و در مسیر این جستجو، با دنیای جدیدی مواجه میشود. تمهای دیگری همچون آزادی و انزوا نیز در این رمان بهخوبی گنجانده شدهاند، زیرا لوئیزا با دنیای خیالی و سورئال جدید خود روبهرو میشود که هیچ چیز از آن قابل پیشبینی نیست.