۵۹ رمان
ژرژ سیمنون، رماننویس بلژیکی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با روزنامهنگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با رمانهای کارآگاه مگره و دهها رمان ...
بندرگاه مهآلود
مگره، همچنان آرام، از دکه خارج شد. آقای گرانمزون را دید که جلوی کلیسا ایستاده بود و به اطراف خودش به گونهای نگاه میکرد که بدگمانی ساکنان دهکده را بر میانگیخت. سربازرس زمزمه کنان گفت:
«فکری به ذهنم رسیده. بهتره کار رو تقسیم کنیم... شما طرف چپ، سمت مزرعهها رو بگردید... من هم سمت راست رو جستوجو میکنم.»
جرقهای در چشمهای ...
مگره سرگرم میشود
سه سال میشد که مگره تعطیلات واقعی را تجربه نکرده بود. هربار که برای رفتن به سفر آماده میشد قضیهای پیش میآمد که ناچار بود به آن بپردازد. اینبار تصمیم گرفت به تعطیلات برود، بیآن که از پاریس خارج شود! اما خیلی زود حوصله مگره از بیکاری سر میرود. چیزی نمیگذرد که خواندن خبری در روزنامهها او را درگیر معمایی ...
مگره و مرد مرده
کافهها و باراندازهای رود سن در این داستان حضوری پررنگتر از همیشه دارند. سربازرس نگره اینبار چنان در پیچ و خم جنایت گم میشود که گویی «مرد مرده» با او پیوندی شخصی داشته است.
نگاه موشکاف و ژرفبین سیمنون به محلههای فقیرنشین پاریس و ساکنان آنها داستان را جذابتر ساخته است. محلههایی تودرتو با مسافرخانههایی ارزان قیمت، و حضور غریبههایی ...
سایه گیوتین
در رمانهای سیمنون و از جمله سایه گیوتین ترسهای پنهان و دسیسهها و اضطرابهای نهفته در پس پرده عادتهای روزانه زندگی و نظم حاکم بر آن توصیف شدهاند که به ناگاه به لحظه انفجاری خویش میرسند و به بروز خشونت یا جنایت منجر میشوند. به علاوه رمانهای او آمیزهای هستند از روایت پردازی چیزه دستانه و بازشکافتن هوشمندانه روان انسانها. ...
مگره در اتاق اجارهای
سربازرس مگره از دو روز پیش تنها بود. همسرش برای مراقبت از خواهر بیمار خود به آلزاس رفته بود و مگره عادت به زندگی مجردی نداشت. نمیخواست شب را در آپارتمان ساکت و خاموشش تنها بماند، و مایل نبود به دعوت همکارش به خانه او برود. قدمزنان به سینما رفت و آخر شب تازه به خانه آمده بود که تلفن ...