خرسی،برگرد خانه!

(But the Bear Came Back)

روزی از روزها، سروکله یک خرس جلوی در خانه پیدا شد. خیلی مودبانه به خرسی گفتم که اجازه ندارد بیاید توی خانه. بعد گفتم:(خرسی، برگرد خانه ی خودت.) همین و بس. ولی خرسی دوباره برگشت.

مهرسا
9786223360312
۱۴۰۴
۲۴ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
دیگر رمان‌های تامی ساور
تق تق
تق تق هری، خرس بزرگ و مهربان در حال آماده شدن برای خواب زمستانی بود. تازه چشمانش گرم شده بود که «تق تق» صدای در آمد و مهمان‌ها یکی‌یکی به خانه‌ی آن آمدند.
مشاهده تمام رمان های تامی ساور
مجموعه‌ها