همهچیز از بیمارستان شروع شد؛ از ملاقات با دختری پرانرژی و مهربان که اصلا به نظر نمیرسد آدمخوار باشد... حداقل مغز من یکی را که حسابی خورده است... (برگرفته از متن ناشر)
پانکراس (جلد دوم)
همهچیز از بیمارستان شروع شد؛ از ملاقات با دختری پرانرژی و مهربان که اصلا به نظر نمیرسد آدمخوار باشد... حداقل مغز من یکی را که حسابی خورده است... (برگرفته از متن ناشر)
من هیولای شب
شبها هیولا میشوم
دلم میخواد لوزالمعدهتو بخورم
حفره های تو خالی
«حفرههای توخالی» نوشتهی سامینو یورو روایت یک عشق عجیب است؛ عشقی که با رفتارهای متناقض اجتماعی گره خورده است. داستانی دربارهی دو دانشجو و سرخوردگی آنها. دختر و پسری جوان در سال اول دانشگاه به یکدیگر علاقهمند میشوند. در ابتدا رابطه آنها پرشور و هیجان است، اما پس از مدتی این ارتباط و عشق رو به سردی میگذارد. آنها یک ...