جدایی‌ها

(Departure)

«جدایی‌ها» نوشته‌ی جولیان بارنز، رمانی کوتاه و مرزی میان داستان، خودزندگی‌نامه و جستار است که در ژانویه‌ی ۲۰۲۶ منتشر شد و خود بارنز اعلام کرده آخرین کتاب او خواهد بود. نسخه‌ی بریتانیایی را جاناتان کیپ و نسخه‌ی آمریکایی را ناپف منتشر کرده‌اند. این اعلام اهمیت خاصی به اثر می‌دهد، زیرا نویسنده‌ای که بیش از چهار دهه درباره‌ی حافظه، عشق، مرگ، حسرت و ناپایداری حقیقت نوشته است، این‌بار همان مضامین را در متنی گرد می‌آورد که خود پایان نویسندگی نیز بخشی از موضوع آن است. بارنز گفته احساس می‌کند «همه‌ی نغمه‌هایش را نواخته» و قصد ندارد کتاب دیگری بنویسد، هرچند فعالیت‌هایی مانند مقاله‌نویسی و نقد را کنار نمی‌گذارد. راوی کتاب نویسنده‌ای به نام جولیان است و همین انتخاب از همان ابتدا مرز میان واقعیت و اختراع را بی‌ثبات می‌کند. او درباره‌ی حافظه‌ی ناخواسته، پیری، نوشتن و بیماری حرف می‌زند و در دل این تأملات داستان استیون و جین را تعریف می‌کند؛ دو دوست دوران دانشگاه آکسفورد که در دهه‌ی ۱۹۶۰ با میانجیگری جولیان با یکدیگر آشنا می‌شوند و عاشق هم می‌شوند. رابطه‌شان پایان می‌یابد و بیش از چهل سال بعد، جولیان دوباره در نزدیک‌کردن آن دو به یکدیگر نقش بازی می‌کند. بازگشت عشق در پیری، برخلاف خیال رمانتیک بازگشت به گذشته، به معنای تکرار همان داستان نیست: آدم‌ها تغییر کرده‌اند، خاطره‌ها دستکاری شده‌اند و عشقی که زمانی متقارن به نظر می‌رسید ممکن است اکنون وزن متفاوتی برای هرکدام داشته باشد. اما «جدایی‌ها» فقط داستان این رابطه نیست. بارنز پیوسته روایت را قطع می‌کند و حضور نویسنده را به رخ می‌کشد. درباره‌ی دفترهای شخصی‌اش حرف می‌زند، حافظه‌ی خودش را زیر سوال می‌برد و از خواننده می‌خواهد نسبت به چیزی که «واقعیت» جلوه می‌کند بدگمان بماند. پرسش بسیار بارنزی دوباره ظاهر می‌شود: آیا خاطره چیزی است که اتفاق افتاده یا چیزی که اکنون باور داریم اتفاق افتاده است؟ از این جهت، کتاب مستقیما با «درک یک پایان» گفت‌وگو می‌کند؛ رمانی که در آن نیز گذشته هر بار با بازگشت اطلاعات تازه شکل دیگری پیدا می‌کرد. رابطه‌ی سه‌نفره‌ی جولیان، استیون و جین نیز یادآور بازی‌های روایی «حرفش را نزن» و «عشق و غیره» است. آخرین کتاب بارنز از آثار پیشینش جدا نمی‌شود؛ در بسیاری لحظات مانند اتاقی است که صداهای کتاب‌های قبلی هنوز در آن شنیده می‌شوند. مرگ، عزیمت دیگر کتاب است. بارنز از ابتلا به نوعی سرطان خون که در سال ۲۰۲۰ تشخیص داده شد می‌نویسد؛ بیماری‌ای علاج‌ناپذیر اما قابل‌کنترل که او برای مهار آن دارو مصرف می‌کند. بااین‌حال لحن کتاب مرثیه‌ای مداوم نیست. شوخی خشک و خودآگاهی همیشگی بارنز اجازه نمی‌دهند تأمل درباره‌ی مرگ به شکوه و شکایت بدل شود. بدن فرسوده می‌شود، دوستان می‌میرند، حافظه سوراخ پیدا می‌کند، حیوان سالخورده درد می‌کشد و نویسنده نیز کم‌کم با این واقعیت مواجه می‌شود که پایان همیشه یک رویداد ناگهانی نیست؛ گاهی فرایندی است که مدت‌ها پیش از آخرین لحظه آغاز شده است. یکی از عمیق‌ترین مسائل کتاب اخلاق نویسندگی است. اگر استیون و جین واقعا وجود داشته باشند، راوی اعتراف می‌کند که برخلاف قولی که داده بود درباره‌ی آنها نوشته است. اگر خیالی باشند، اعتراف نیز بخشی از بازی رمان است. در هر دو صورت مسئله باقی می‌ماند: نویسنده تا چه اندازه حق دارد زندگی دیگران را به ماده‌ی خام داستان تبدیل کند؟ آیا عشق به روایت می‌تواند نوعی تصاحب باشد؟ بارنز این پرسش را حل نمی‌کند و حتی خودش را از اتهام کنار نمی‌کشد. همین تردید کتاب را از یک وداع احساساتی با حرفه‌ی نویسندگی بسیار پیچیده‌تر می‌کند. کرکوس نیز این خودآگاهی را از نقاط قوت اثر دانسته و در عین حال اشاره کرده است که روایت گاه عامدانه سرگردان و جستارگونه پیش می‌رود. این پراکندگی می‌تواند محدودیت کتاب نیز باشد. خواننده‌ای که منتظر رمانی با پیرنگ فشرده و پیشروی متعارف است، ممکن است از توقف‌های مکرر برای صحبت درباره‌ی حافظه، سرطان، ادبیات و زندگی شخصی نویسنده خسته شود. منتقد واشنگتن پست نیز آغاز کتاب را نسبتا پرسه‌زن ارزیابی کرده است. اما همین ساختار برای پروژه‌ی بارنز معنایی روشن دارد: «جدایی‌ها» بیش از آنکه بخواهد آخرین داستان بزرگی تعریف کند، می‌خواهد نشان دهد داستان‌ها هنگام نزدیک‌شدن به پایان چگونه به خاطره، خاطره چگونه به روایت و روایت چگونه دوباره به زندگی تبدیل می‌شود. پرانتز کوچک در عنوان کتاب شاید بهترین نشانه برای جهان آن باشد. یک عزیمت وجود ندارد؛ آدم‌ها از جوانی، از عشق، از بدن سالم، از دوستان، از یقین‌هایشان و سرانجام از زندگی فاصله می‌گیرند. بعضی رفتن‌ها را می‌بینیم و بعضی را تنها سال‌ها بعد، وقتی به عقب نگاه می‌کنیم، تشخیص می‌دهیم. بارنز در آخر

9786004906678
۱۴۰۵
۱۹۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
جولین بارنز
صفحه نویسنده جولین بارنز
۱۵ رمان جولین بارنز رمان‌نویس و جستارنویس انگلیسی است؛ نویسنده‌ای دقیق، شوخ و اندیشمند که با حافظه، زمان و ناپایداری روایت درگیر است. او در لستر به دنیا آمد و در کارنامه‌اش از رمان تجربی تا جستار درباره هنر، عشق و مرگ دیده می‌شود. بارنز در آثاری مانند «درک یک پایان» نشان می‌دهد گذشته هیچ‌وقت کاملا ثابت نیست؛ آدم‌ها خاطره را بازسازی می‌کنند و همان بازسازی سرنوشتشان را تغییر می‌دهد. نثر او روشن و کنترل‌شده است، اما پشت این آرامش پرسش‌های سختی پنهان می‌شود: ما ...
دیگر رمان‌های جولین بارنز
طوطی فلوبر
طوطی فلوبر این کتاب داستانی خاص است از روزگار فلوبر، منتها نه یک بیوگرافی، بلکه حکایتی است با دخالت یک راوی مظنون که سعی دارد اسراری را کشف کند که در نامه‌ها و یادداشت‌های دیگر افراد درباره فلوبر خوانده و درک کرده است. رمان مخاطب را با نویسنده‌ای رو در رو می‌کند که گویی در جهان خود آرام نمی‌گیرد، دلاوری که بارنز ...
عکاسی بالون‌سواری عشق و اندوه
عکاسی بالون‌سواری عشق و اندوه در عنفوان زندگی جهان به شکل سردستی به دو دسته تقسیم می‌شود: آن‌هایی که لذت تن دیگری را چشیده‌اند، و آن‌ها که هنوز نه. بعدش تقسیم می‌شود به آن‌ها که عشق را شناخته‌اند و آنها که هنوز نه. و باز بعدش جهان به دو دسته تقسیم می‌شود:‌آن ها که بار اندوهی را به دوش می‌کشند و آن‌ها که هنوز نه. ...
نظرم عوض شد
نظرم عوض شد کتاب «نظرم عوض شد» نوشته‌ی جولین بارنز مجموعه‌ای کوتاه از پنج جستار است که موضوع مشترک همه‌ی آن‌ها، مفهوم «تغییر نظر» و ماهیت ذهن انسان است. بارنز از زاویه‌ای شخصی و فلسفی به این موضوع نگاه می‌کند و تلاش دارد بفهمد چرا گاهی افکار و باورهای ما عوض می‌شوند، و آیا این تغییر نشانه‌ی رشد است یا فقط نتیجه‌ی گذر ...
ملانقطی در‌ آشپزخانه
ملانقطی در‌ آشپزخانه
چشم پاینده
چشم پاینده جستارها به‌شکلی عجیب نقطه‌ی اتصال هنرها و هنرمندانند. هنگامی که یک شاعر درباره‌ی سینما می‌نویسد، یک فیلم‌ساز درباره‌ی رمان و یک رمان‌‎نویس درباره‌ی نقاشی و ... به ناگه جهان زیرورو می‌شود و عیش خواندن متنی درباره‌ی چیزی ورای تصور اولیه‌ی ما از آن هنرمند، آن هم هنرمندی با ذهنی درخشان و کاوش‌گر، موجب می‌شود در لذت حقیقی متن غوطه‌ور شویم. ...
مشاهده تمام رمان های جولین بارنز
مجموعه‌ها