سفر به سرزمینی بیگانه، در سفرنامهها همیشه فقط جابهجایی از شهری به شهر دیگر نیست؛ گاهی آنچه در طول مسیر ثبت میشود، تصویری از یک جامعه، مناسبات مردم و شیوهی زیست آنان در دورهای مشخص از تاریخ است. کتاب «سفری به بوسنی» نوشتهی امیرمحمدعلی پاشا، ولیعهد پیشین مصر با ترجمهی محمدرضا شفیعی کدکنی در چنین چارچوبی قرار میگیرد. این اثر یک سفرنامهی تاریخی است که حاصل مشاهدات نویسنده در جریان سفر به بوسنی است و بیش از آنکه به شکل یک راهنمای جغرافیایی یا گردشگری پیش برود، بر دیدن و ثبت جزئیات محیط و زندگی مردم تمرکز دارد. نویسنده در مقام مسافری مصری که با فضای فرهنگی و تاریخی جهان اسلام آشنایی دارد، بوسنی را از زاویهای متفاوت روایت میکند و تصویری از سرزمین، شهرها و مردمانی ارائه میدهد که در دورهای تاریخی در حوزهی نفوذ عثمانی زندگی میکردند. ترجمهی فارسی این سفرنامه را محمدرضا شفیعی کدکنی از متن عربی انجام داده و انتشارات سخن آن را منتشر کرده است. خود شفیعی کدکنی در پیشگفتار توضیح میدهد که آشنایی او با این اثر از ماجرایی کاملا شخصی آغاز شد؛ اما مطالعهی متن باعث شد با سفرنامهای روبهرو شود که به دلیل ناشناختهبودن و نبود ترجمهی فارسی، توجه او را جلب کند و در ادامه تصمیم بگیرد آن را به فارسی برگرداند. در این سفرنامه حرکت نویسنده در سرزمین بوسنی با مجموعهای از مشاهدههای پیوسته همراه است. او فقط به ثبت نام مکانها یا شرح مسیر سفر اکتفا نمیکند، بلکه به آنچه در اطراف خود میبیند نیز توجه دارد؛ از ویژگیهای شهرها و محیط طبیعی گرفته تا نحوهی زندگی ساکنان و نشانههای فرهنگی و اجتماعی که در برخورد با آنان آشکار میشود. همین شیوه باعث میشود بوسنی در کتاب تنها یک مقصد جغرافیایی نباشد و خود مردم و زندگی روزمرهی آنان نیز به بخش مهمی از موضوع سفرنامه تبدیل شوند. نگاه نویسنده نگاه گردشگری امروزی نیست که بیشتر بر بناهای مشهور، اقامتگاهها یا جاذبههای دیدنی متمرکز باشد؛ او با دقت بیشتری به جزئیاتی توجه میکند که برای شناخت فضای اجتماعی یک سرزمین اهمیت دارند. در میان این مشاهدات، میتوان ردپای توجه او به مناسبات اجتماعی، خصوصیات فرهنگی، رفتار مردم و شرایط زندگی آنان را دید. روایت از همین مسیر شکل میگیرد: سفر، فرصتی برای مشاهده است و مشاهده، به ثبت تصویری از جامعهای میانجامد که نویسنده در برابر خود میبیند. یکی از ویژگیهای مهم اثر زاویهی دید نویسنده است؛ او از بیرون به بوسنی نگاه میکند، اما این نگاه متعلق به یک مسافر اروپایی نیست؛ بلکه از سوی فردی با پیشینهی مصری و در بستر فرهنگی جهان اسلام شکل گرفته است. همین تفاوت به مشاهدههای او رنگ خاصی میدهد و باعث میشود بخشی از تجربهی سفر، به شناخت نسبتهای فرهنگی و اجتماعی میان جوامع مختلف نزدیک شود. سفرنامه همچنین ارزش خود را از جزئینگری نویسنده میگیرد؛ او تلاش میکند چیزهایی را ثبت کند که ممکن است در روایتهای رسمی و تاریخی جایی نداشته باشند. برای همین کتاب را میتوان در مرز میان سفرنامه، گزارش اجتماعی و یک سند فرهنگی قرار داد. بوسنی در این روایت نه صرفا یک نقطه روی نقشه، بلکه جامعهای زنده با مردم، عادتها، روابط و نشانههای فرهنگی مشخص است. از سوی دیگر فاصلهی زمانی میان دورهی نگارش اثر و زمان خواندن آن به مخاطب امکان میدهد تغییرات تاریخی و اجتماعی این منطقه را نیز بهتر درک کند. «سفری به بوسنی» در کنار توصیف سرزمین و مردم، تصویری از فضای فرهنگی و اجتماعی بوسنی در دورهای تاریخی به دست میدهد و به همین دلیل میتواند برای علاقهمندان به تاریخ بالکان، جهان اسلام، روابط فرهنگی میان سرزمینهای مسلمان و ادبیات سفر جذاب باشد. اهمیت این ترجمه تنها در انتقال محتوای یک سفرنامهی کمترشناختهشده به زبان فارسی نیست؛ پیشگفتار شفیعی کدکنی نیز بخشی از داستان شکلگیری این ترجمه را روشن میکند و نشان میدهد چگونه مطالعهی یک متن نسبتا ناشناخته به ترجمهی کامل آن انجامیده است.