«هیولای زیر تخت» نوشتهی باربارا پارک جلد هفتم از مجموعهی «جونی بی جونز» است. این مجموعهی 28جلدی داستان دختری ششساله به نام جونی بی جونز را روایت میکند. او در هر جلد از این مجموعه با ماجراها و تجربههای جدیدی روبهرو میشود. نویسنده شخصیتی جذاب و بامزه خلق کرده است که ماجراهایش را با زبان طنز روایت میکند. کتابهای جونی بی جونز از پرفروشترین و پرطرفدارترین مجموعههای داستانی کودکان به شمار میروند. این بار نویسنده به سراغ موضوعی رفته است که همهی کودکان به نوعی آن را تجربه کردهاند. بابارا پارک در کتاب «هیولای زیر تخت» به سراغ موضوع ترس رفته است و از ترسهای جونی بی میگوید. همهی بچهها و البته آدمبزرگها از چیزی میترسند؛ یکی از تاریکی میترسد، یکی از سوسک، یکی از ارتفاع و... جونی بی هم از هیولایی میترسد که زیر تختش زندگی میکند. جونی بی جونز، رد آب دهان روی بالشش را به پدر و مادرش نشان میدهد و میگوید رد آب دهان هیولاست! او باور نمیکند که هیولایی وجود ندارد. به خاطر ترس از همین هیولا، همیشه شبها خواب از سر جونی میپرد و گمان میکند که هر لحظه ممکن است هیولای زیر تخت انگشتهای پایش را با سوسیس اشتباه بگیرد و هوس کند آنها را بخورد. این ترس، شب و روز را از جونی بی گرفته و تلاشهای مادر و پدرش برای مقابله با ترسهای او نیز به جایی نمیرسد. اما قرار نیست که او تا آخر عمرش از هیولای زیر تخت بترسد. نویسنده شخصیتی بازیگوش و بامزه خلق کرده است که شبیه به همهی بچههاست او نقاط قوت و ضعفی دارد که تقریبا همهی بچهها دارند. از همین رو، مشکلاتی که با آن روبروست برای بچهها واقعی و قابل باور است. اینجا هم ترس جونی بی واقعی و ملموس است و کودکان با او همذاتپنداری میکنند و همراهش میشوند. وقتی پدر و مادرش برایش توضیح میدهند که هیولایی در کار نیست، او بازهم گوشش بدهکار نیست. نویسنده با زبان و موقعیتهایی طنز داستان را پیش میبرد و بچهها از داستان لذت میبرند و همزمان پی میبرند که بسیاری از ترسها واقعی نیستند. نویسنده راه مقابله با این نوع ترسها را به کودکان و والدین آنها نشان میدهد. «هیولای زیر تخت» داستانی بامزه و شیرین است که هم کودکان را میخنداند و هم سرگرم میکند و نشان میدهد که آنها چگونه باید با ترسهایشان مقابله کنند.