رضا قاسمی نویسنده، موسیقیدان و نمایشنامهنویس ایرانی است؛ با رمانها و نمایشنامههایی تجربهگرا و مهاجرتمحور شناخته میشود. او با اصفهان، ایران پیوند دارد؛ همین زمینه در لحن، دغدغه یا مسیر حرفهای او رد مستقیم یا غیرمستقیم گذاشته است. آثار او هویت، تبعید، موسیقی، زبان و حافظه را در ساختارهایی پیچیده دنبال میکنند. قاسمی نثری چندلایه و فرمآگاه دارد و با صدا، زمان و روایت بازی میکند. او از نویسندگان مهم ادبیات مهاجرت و تجربهگرایی فارسی است. برای مخاطب فارسی، آثارش آسان اما سطحی نیستند؛ باید با ریتم و ساختارشان همراه شد.
راستش، من تصمیم گرفته بودم همه چیز را بگویم. دستِ خودم نبود که با یک تشر رنگم میپرید و با یک سیلی تنبانم را خیس میکردم. اینطور بارم آورده بودند که بترسم. از همه چیز. از بزرگتر که مبادا بهش بربخورد. از کوچکتر که مبادا دلش بشکند. از دوست که مبادا برنجد و تنهایم بگذارد. از دشمن که مبادا برآشوبد و به سراغم بیاید.
همنوایی شبانه ارکستر چوبها
رضا قاسمی