رمان خارجی

100 مرد حلق‌آویز

(Lependu de saint phileon)

آن روز مگره هنگام بازدیدش از بروکسل Bruxelle در حال خوشی به سر می‌برد. او من‌باب تفریح شروع به تعقیب مرد ژنده پوشی کرد که دیده بود. اسکناس‌های هزار فرانکی را تحت عنوان مطبوعات به صندوق پست می‌اندازد. ولی ماجرا در شهر برمن Bremen به تلخی گرائید، زیرا جوان ژنده‌پوش اسلحه‌ای بیرون کشید و خودش را کشت؛ و در اینجا بود که مگره خودش را مستوجب ملامت می‌دانست. ماجرا در محلات فقیرنشین شهر لیژ Liege زادگاه سیمنون پایان پذیرفت و در آنجا بود که کارآگاه ماجرائی را شنید که آنچنان تکان دهنده و تلخ بود که ندامتش بر این ماجرا را بیهود می‌ساخت.

حسن زیادلو
9789649174679
۱۳۸۷
۱۶۸ صفحه
۹۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
ژرژ سیمنون
صفحه نویسنده ژرژ سیمنون
۵۸ رمان ژرژ سیمنون، رمان‌نویس بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های کارآگاه مگره و ده‌ها رمان ...
دیگر رمان‌های ژرژ سیمنون
مگره و مردمان محترم
مگره و مردمان محترم رمان «مگره و مردمان فقیر» یکی دیگر از مجموعه رمان‌های پلیسی کمیسر مگره به قلم «ژرژ سیمنون» است که پرونده‌ی قتلی جدید و بسیار سخت را پیش روی مخاطب قرار داده است. کمیسر مگره شخصیت محبوب پلیسی است که به وسیله‌ی ژرژ سیمنون خلق شد و پایاپای کارآگاهانی چون هرکول پوآرو و شرلوک هولمز توانست مخاطبین زیادی را به خود ...
مگره و لرد انگلیسی
مگره و لرد انگلیسی یکی از ارابه ران‌های کانال، اتفاقا با جسد مری لمپسون برخورد کرد، زن در استبلی نزدیک یک آب‌بند خفه شده بود. رسیدگی به این مسئله، مگره را در دنیای نمناک و غم‌زده کافه‌های بین راهی کانال‌های آب در فرانسه، سرگردان نمود. همسر این زن، یک کلنل بازنشسته انگلیسی، مردی گستاخ بود که در عرشه قایقش هیچ کمکی به حل ماجرا نمی‌کرد ولی ...
امضای مرموز
امضای مرموز ساعت پنج و سه دقیقه کم بود. روی نقشه‌ی بزرگ پاریس که سراسر دیوار اتاق را پوشانده بود دایره‌ی کوچکی روشن شد. کارمندی ساندویچی را که می‌خورد کناری گذاشت و فیش تلفن را در یکی از هزار سوراخ تابلوی برابرش فرو کرد. الو! بخش چهاردهم؟ ماشین شما؟... حرکت کرد یا نه؟... کارآگاه مگره که میل داشت ظاهرا به اتفاقات بی اعتنا باشد ...
سفر مگره
سفر مگره دردسرآفرین‌ترین موردها آن‌هایی هستند که ابتدا بسیار پیش پا افتاده به نظر می‌رسند و اهمیتی به آن‌ها نمی‌دهی. کمی مثل بیماری‌هایی که بی‌سر و صدا و با مختصر ناراحتی‌ای شروع می‌شوند. و وقتی بالاخره می‌خواهی جدی‌شان بگیری، اغلب کار از کار گذشته است.
مگره و سایه پشت پنجره
مگره و سایه پشت پنجره جسد همچنان تنها، سر بر روی نامه‌های پراکنده، در دفتر کارش بود. ناگهان صدای فریادی از طبقه دوم به گوش رسید. صدای فریادی گوش‌خراش، مثل کسی که نومیدانه کمک می‌طلبد. ولی زن سرایدار خم به ابرو نیاورد و ضمن باز کردن در اتاقش، آهی کشید و گفت: «خب...! بازم زنکه دیوونه...»
مشاهده تمام رمان های ژرژ سیمنون
مجموعه‌ها