بگذار کودک درونت تو را با خود ببرد.
... بیآنکه بدانم چطور، من فقط میدانستم در صفحات ناخوانای سرنوشت و در کورهراههای تاریک حوادث نوشته بودند که باید برای کامل کردن تولدم به آزیناگا برگردم.
۴۱ رمان
ژوزه ساراماگو، رماننویس پرتغالی و برنده نوبل ادبیات، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در آزینیاگا پرتغال به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با روزنامهنگاری، سیاست و تجربههای روایی جسورانه شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با «کوری»، «همه نامها» و ...
کوری
کوری یک حکایت اخلاقی مدرن است، و مانند داستانهای اخلاقی کهن پیامهایی اخلاقی را، اما برای مخاطبی امروزی، در خود نهفته دارد. به همین دلیل است که باز مانند آن داستانها، قهرمانهایش نه به نام بلکه به صفت یاد میشود، و در آغاز کتاب نیز با نقل قول از اثری ناموجود به نام کتاب موعظهها، به ما یادآوری میشود که ...
خرده خاطرات
خرده خاطرات حکایت زندگی من و توست. با خواندن این خاطرات درمییابیم که زندگی همه ما کم و بیش یک جور است. شیطنتهای دوران کودکی، عاشقی، و عشقهای نافرجام نوجوانی و پا گذاشتن به دوران منطق و حسابگری. خرده خاطرات حکایت خودنوشت و حدیث نفسی از خاطرات روزگار کودکی نویسندهایست که جهان را تکان داد. ساراماگو در این کتاب به ...
داستان جزیره ناشناخته
«چه کسی به تو گفته است، پادشاه، که هیچ جزیره ناشناختهای باقی نمانده است، همه آنها روی نقشهها هستند، روی نقشهها فقط جزیرههای شناخته شده هستند، و کدام جزیره ناشناخته است که تو جویای آنی، اگر میتوانستم به تو بگویم، آن وقت ناشناخته نبود، شاه پرسید جدیتر اینبار، از که شنیدی که درباره آن سخن بگوید، از هیچکس، در این ...
مرد تکثیر شده
ژوزه ساراماگو در کتاب ((مرد تکثیر شده)) با مواجه ساختن دو موجود استثنایی، ماجرایی غریب را ارائه میدهد که ماورای تفکرات انسان است.
رمان زیبایی در مورد دو شخصیت متفاوت با دو طرز فکر و دو حرفه متفاوت. ولی در عین حال، چنان شبیه به یکدیگر که حتی نزدیکانشان نیز نمیتوانند تفاوتی میان آنها احساس کنند. رمانی که انسان را در ...
بینایی
رئیس حوزه انتخاباتی شماره چهارده،بعد از اینکه چتر خیس را با خشونت تمام بست و بارانیاش که زیاد به دردش نمیخورد از تن در آورد، غرولندکنان گفت: هوای بدی برای زمان رایگیری است. او مجبور شده بود چهلمتری فاصله بین محل پارک اتومبیلش تا در ورودی را با عجله طی کند و حالا طوری وارد اتاق شده بود که قلبش ...