رمان نوجوان

هنری زلزله و شپش‌هایش

(Horrid henrys nits)

چرا می خواهید این شپش‌های بی چاره را بکشید‌!؟ خون آشام هنری زلزله فکرش را هم نمی‌کند. اما در همان لحظه سرنوشت ساز، که مشغول تجزیه و تحلیل این مسئله‌ حیاتی است مامان شامپوی ضد شپش را روی سرش خالی می‌کند.

افق
9789643694876
۱۳۸۷
۸۴ صفحه
۸۷۲ مشاهده
۰ نقل قول
فرانچسکا سایمون
صفحه نویسنده فرانچسکا سایمون
۱۰ رمان فرانچسکا سایمون نویسنده ادبیات کودک است که با مجموعه «هنری زلزله» میان کودکان بسیاری محبوب شد. او در آمریکا به دنیا آمد و در بریتانیا فعالیت ادبی‌اش را ادامه داد؛ همین فضای انگلیسی زبان آثارش را شکل داده است. سایمون خوب می‌داند شیطنت کودکانه همیشه دشمن داستان نیست؛ گاهی موتور اصلی ماجرا و خنده است. در کتاب‌هایش کودک حق دارد بدقلق، عصبانی، حسود یا بازیگوش باشد و همین صراحت باعث نزدیکی شخصیت‌ها به خواننده می‌شود. نثر او تند، طنزآمیز و مناسب خواندن کوتاه‌مدت است؛ ...
دیگر رمان‌های فرانچسکا سایمون
هنری زلزله و ناهار روز عید
هنری زلزله و ناهار روز عید پس این ناهار کی آماده می‌شود؟ هنری زلزله عاشق این است که تنها برود مهمانی، چه کیفی داشت! جنگ بالش‌ها! بپربپر! یادش به خیر! آن روز که خانه‌ گراهام شکمو آن همه بستنی را تا ته خورد و یادش رفت در فریزر را ببندد! اما تنها اشکالش این است که دیگر هیچ‌کس هنری را به خانه‌اش دعوت نمی‌کند، هیچ‌کس به ...
هنری زلزله و ماشین زمان
هنری زلزله و ماشین زمان چند بار گفتم غذایت را با دهان باز نجو! هنری زلزله این دفعه دیگر باید خیلی مواظب رفتارش باشد. آخه خاله روبی، آن‌ها را به یک رستوران شیک فرانسوی دعوت کرده. از همه بدتر آن‌ که معلمش ـ خانم بتل اکس ـ و مادرش هم اتفاقی به همان رستوران آمده‌اند... ـ صدف می‌خوری؟ ـ عق!
هنری زلزله در جشن تولد
هنری زلزله در جشن تولد این آخرین باره‌ که برای هنری جشن تولد می‌گیرم! توی خانه‌ هنری زلزله فقط این حرف‌ها به گوش می‌رسد: هنری، وروجک نشو! پول توجیبی، بی پول توجیبی! برادرت رو اذیت نکن، هنری ! هنری! هنری!
هنری زلزله و پرستار لولو خورخوره
هنری زلزله و پرستار لولو خورخوره مثل اینکه باز هم باید دنبال پرستار بگردیم! اصلا پرستاری از بچه‌ها کار خیلی سختی است. وقتی هم کسی حال‌شان را بگیرد و نشان بدهد که کی رئیس است، که بگذارد تمام شب بیدار بمانی و آن قدر شیرینی بخوری که حالت خراب بشود. اما بدبختانه، تا حالا از این جور پرستارها گیر هنری زلزله نیفتاده است!
هنری زلزله و تعطیلات پرماجرا
هنری زلزله و تعطیلات پرماجرا به این می‌گویند تعطیلات واقعی. کشتی رفت پایین و آمد بالا، صورت هنری سبز شد. صورت پیتر سبز شد. هنری گفت: انگار دارم مریض می‌شوم، و هر چه را که خورده بود، روی مامان بالا آورد. بابا گفت: اصلا خودتان را ناراحت نکنید، حتم دارم که این بهترین سفر عیدتان است.
مشاهده تمام رمان های فرانچسکا سایمون
مجموعه‌ها