چرا می خواهید این شپشهای بی چاره را بکشید!؟
خون آشام هنری زلزله فکرش را هم نمیکند. اما در همان لحظه سرنوشت ساز، که مشغول تجزیه و تحلیل این مسئله حیاتی است مامان شامپوی ضد شپش را روی سرش خالی میکند.
۱۰ رمان
فرانچسکا سایمون نویسنده ادبیات کودک است که با مجموعه «هنری زلزله» میان کودکان بسیاری محبوب شد.
او در آمریکا به دنیا آمد و در بریتانیا فعالیت ادبیاش را ادامه داد؛ همین فضای انگلیسی زبان آثارش را شکل داده است.
سایمون خوب میداند شیطنت کودکانه همیشه دشمن داستان نیست؛ گاهی موتور اصلی ماجرا و خنده است.
در کتابهایش کودک حق دارد بدقلق، عصبانی، حسود یا بازیگوش باشد و همین صراحت باعث نزدیکی شخصیتها به خواننده میشود.
نثر او تند، طنزآمیز و مناسب خواندن کوتاهمدت است؛ ...
هنری زلزله و خانه اشباح
تا مشقهایت راننویسی، از تلویزیون خبری نیست!
هنری زلزله دوست شیطان و با مزه بچهها، این بار در اتاق اشباح میخوابد و توی یک برنامه تلوزیونی زنده، حسابی گل میکارد.
اما خب، آدم که همیشه روی شانس نیست، گاهی هم بد میآورد...
فرانچسکو سایمون امروزه نویسنده بسیار معروفی است که هم داستانهای طنز کودکانه مینویسد و هم نمایشنامه و هم کتاب آشپزی!
او ...
هنری زلزله و پرستار لولو خورخوره
مثل اینکه باز هم باید دنبال پرستار بگردیم!
اصلا پرستاری از بچهها کار خیلی سختی است. وقتی هم کسی حالشان را بگیرد و نشان بدهد که کی رئیس است، که بگذارد تمام شب بیدار بمانی و آن قدر شیرینی بخوری که حالت خراب بشود.
اما بدبختانه، تا حالا از این جور پرستارها گیر هنری زلزله نیفتاده است!
هنری زلزله و ماشین زمان
چند بار گفتم غذایت را با دهان باز نجو!
هنری زلزله این دفعه دیگر باید خیلی مواظب رفتارش باشد. آخه خاله روبی، آنها را به یک رستوران شیک فرانسوی دعوت کرده. از همه بدتر آن که معلمش ـ خانم بتل اکس ـ و مادرش هم اتفاقی به همان رستوران آمدهاند...
ـ صدف میخوری؟
ـ عق!
هنری زلزله و دندان شیری
یک آشی برات پختم که نگو!
راستش هنری هیچوقت از دست پیتر خلاصی نداشت. البته میدانست که نمیتواند او را بفروشد یا به کرم تبدیل کند، ولی خوب بلد بود او را توی دردسر بیندازد. یک دردسر خیلی خیلی خیلی بزرگ!
هنری زلزله و ناهار روز عید
پس این ناهار کی آماده میشود؟
هنری زلزله عاشق این است که تنها برود مهمانی، چه کیفی داشت! جنگ بالشها! بپربپر! یادش به خیر! آن روز که خانه گراهام شکمو آن همه بستنی را تا ته خورد و یادش رفت در فریزر را ببندد!
اما تنها اشکالش این است که دیگر هیچکس هنری را به خانهاش دعوت نمیکند، هیچکس به ...