رمان نوجوان

هنری زلزله و ماشین زمان

(Horrid henry the mega mean time machine)

چند بار گفتم غذایت را با دهان باز نجو! هنری زلزله این دفعه دیگر باید خیلی مواظب رفتارش باشد. آخه خاله روبی، آن‌ها را به یک رستوران شیک فرانسوی دعوت کرده. از همه بدتر آن‌ که معلمش ـ خانم بتل اکس ـ و مادرش هم اتفاقی به همان رستوران آمده‌اند... ـ صدف می‌خوری؟ ـ عق!

مژگان کلهر
افق
9789643694852
۱۳۸۹
۸۴ صفحه
۸۱۹ مشاهده
۰ نقل قول
فرانچسکا سایمون
صفحه نویسنده فرانچسکا سایمون
۱۰ رمان فرانچسکا سایمون نویسنده ادبیات کودک است که با مجموعه «هنری زلزله» میان کودکان بسیاری محبوب شد. او در آمریکا به دنیا آمد و در بریتانیا فعالیت ادبی‌اش را ادامه داد؛ همین فضای انگلیسی زبان آثارش را شکل داده است. سایمون خوب می‌داند شیطنت کودکانه همیشه دشمن داستان نیست؛ گاهی موتور اصلی ماجرا و خنده است. در کتاب‌هایش کودک حق دارد بدقلق، عصبانی، حسود یا بازیگوش باشد و همین صراحت باعث نزدیکی شخصیت‌ها به خواننده می‌شود. نثر او تند، طنزآمیز و مناسب خواندن کوتاه‌مدت است؛ ...
دیگر رمان‌های فرانچسکا سایمون
هنری زلزله و خانه اشباح
هنری زلزله و خانه اشباح تا مشق‌هایت راننویسی، از تلویزیون خبری نیست! هنری زلزله دوست شیطان و با مزه‌ بچه‌ها، این بار در اتاق اشباح می‌خوابد و توی یک برنامه‌ تلوزیونی زنده، حسابی گل می‌کارد. اما خب، آدم که همیشه روی شانس نیست، گاهی هم بد می‌آورد... فرانچسکو سایمون امروزه نویسنده‌ بسیار معروفی است که هم داستان‌های طنز کودکانه می‌نویسد و هم نمایشنامه و هم کتاب آشپزی! او ...
هنری زلزله پول‌دار می‌شود
هنری زلزله پول‌دار می‌شود والدین عزیز هنری متاسفم که باید به اطلاعتان برسانم: امروز هنری، ویلیام را نیشگون گرفت. لیزا را زمین انداخت‌‌، دیو را هل داد، به اندرو لگد زد. صداهای بی‌ادبانه درآورد، آدامس جوید و یک لحظه هم توی کلاس آرام قرار نداشت.
هنری زلزله و شپش‌هایش
هنری زلزله و شپش‌هایش چرا می خواهید این شپش‌های بی چاره را بکشید‌!؟ خون آشام هنری زلزله فکرش را هم نمی‌کند. اما در همان لحظه سرنوشت ساز، که مشغول تجزیه و تحلیل این مسئله‌ حیاتی است مامان شامپوی ضد شپش را روی سرش خالی می‌کند.
هنری زلزله و ناهار روز عید
هنری زلزله و ناهار روز عید پس این ناهار کی آماده می‌شود؟ هنری زلزله عاشق این است که تنها برود مهمانی، چه کیفی داشت! جنگ بالش‌ها! بپربپر! یادش به خیر! آن روز که خانه‌ گراهام شکمو آن همه بستنی را تا ته خورد و یادش رفت در فریزر را ببندد! اما تنها اشکالش این است که دیگر هیچ‌کس هنری را به خانه‌اش دعوت نمی‌کند، هیچ‌کس به ...
هنری زلزله و تعطیلات پرماجرا
هنری زلزله و تعطیلات پرماجرا به این می‌گویند تعطیلات واقعی. کشتی رفت پایین و آمد بالا، صورت هنری سبز شد. صورت پیتر سبز شد. هنری گفت: انگار دارم مریض می‌شوم، و هر چه را که خورده بود، روی مامان بالا آورد. بابا گفت: اصلا خودتان را ناراحت نکنید، حتم دارم که این بهترین سفر عیدتان است.
مشاهده تمام رمان های فرانچسکا سایمون
مجموعه‌ها