۱۷ رمان
دوریس لسینگ، نویسنده بریتانیایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته میشود که به زن، سیاست، استعمار، روان و آزادی فردی نزدیکاند. زندگی و کار او نشان میدهد ادبیات چطور میتواند از تجربهای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد.
مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیتها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آنها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخابهایی روبهرو میشوند که به متن عمق میدهد.
از آثار ...
دری که میخواند
پاسدار در: وقتشه به ما ملحق بشید.
(پاسدار در، روبروی انبوه ماشینآلات میایستد، انگار که بخواهد مراسمی را رهبری کند. نمایندگان و مقامات و ماموران صفی پشت او تشکیل میدهند.)
یکی از آن گروه: اصلا چرا باید مراسمی برگزار بشه؟ مگر قرار نیست بریم بیرون؟ (این شخص، و دیگر اعضای آن گروه، به در برپا ایستاده در محراب نگاه میکنند، سرهاشان را ...
تروریست خوب
تروریست خوب داستان کشمکشها و بازی سرنوشت گروهی شبهنظامی چپگراست که در کوچهپسکوچههای لندن سرگرداناند. دوریس لسینگ در این رمان با نکتهسنجی و ظرافتی خاص به تحلیل زندگی انسانهایی میپردازد که به این مسیر پرمخاطره و هراسآور کشانده شدهاند. لسینگ با داستانی مهیج و بینظیر بار دیگر قدرتش را در خلق آثار شگفتانگیز به نمایش میگذارد.
علفها آواز میخوانند
در مزارع خالی و بیروح آفریقای جنوبی و در سالهای اولیه دهه 1950، مری ترنر، زن ناامید و خسته سفیدپوست، و دیک، همسر کشاورز و ناموفقش، با موسز خدمتکار مرموز سیاهپوست، مواجه میشوند. زمانی که دیک، مری را به مزرعه خود در میان علفزارها میبرد، او قدم به زندگیای میگذارد که با تمامی تصوراتش متفاوت است. به تدریج کسالت سالها ...
نگاه خیره
ماری آن شب وقتی دیمتریوس به خانه آمد با او حرف نزد. مثل همیشه دیروقت، بعد از نیمهشب به خانه آمد ولی او در تخت انتظار منتظر آمدنش نشسته بود. او در اطراف خانه تلوتلو خورد و هر کدام از لباسهایش را به طرفی پرتاب کرد. تا اینکه خودش را به روی تخت انداخت. نگاه خیرهای به ماری انداخت، پشتش ...