رمان ایرانی

ناز نازان (به تلخی زهر 1)

هرگز گمان نداشت دنیا به این پوچی و تنگی و پست باشد. هرگز فکر نکرده بود روزی در برهه‌ای از زمان از خنجر تقدیر در یک لحظه زودگذر و آنی ضربه‌ای کاری بر او فرود آید و این چنین روح زندگی را در او بکشد و او را نیز بر خاک ذلت و ناکامی سرنگون سازد. او هرگز دنیا را از پس پنجره حقیقت درون خویش تماشا نکرده بود. هر چه تا به امروز می‌دید سراب یک خیال حسرت‌آمیز بود. با خودش که فکر می‌کرد، می‌دید حتی از خودش هم جز سایه‌های مبهم و سراب چیزی به خاطرش نیست. تازه داشت به این باور می‌رسید که دنیا چیزی جز خیال نیست.

آسیم
9789644184017
۱۳۸۸
۳۸۸ صفحه
۲۴۰۰ مشاهده
۰ نقل قول
نیلوفر لاری
صفحه نویسنده نیلوفر لاری
۳۳ رمان نیلوفر لاری، نویسنده ایرانی رمان‌های داستانی و عامه‌پسند، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. درباره جزئیات زندگی او اطلاعات عمومی قطعی محدودی در دسترس است و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن رمان‌های بلند فارسی و روایت‌های عاطفی و اجتماعی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش ...
دیگر رمان‌های نیلوفر لاری
امیدی به بهار نیست
امیدی به بهار نیست
چشم‌هایت
چشم‌هایت این تابلو برای فروش نیست. هر سال که در نمایشگاه این تابلو را به رسم یادبود به نمایش می‌گذاریم، کلی خریدار برایش پیدا می‌شود و ما ناچاریم همه را در حسرت خرید این تابلو باقی بگذاریم!... ... حالا با دیدن چشم‌های خودم که از همیشه غمگین‌تر و محزون‌تر به نظر می‌رسید، نمی‌دانستم باید خوشحال باشم یا ناراحت!
ناقوس خاطره‌ها (به تلخی زهر 2)
ناقوس خاطره‌ها (به تلخی زهر 2) آه! باز هم بی‌احتیاطی کرده بود و ناقوس یاد و خاطر او را در ذهن سرد و خاموش خویش با نوای دلگیر و غریبانه‌ای به صدا در آورده بود و حالا با چه دستپاچگی بی‌ثمری تلاش می‌کرد نوای بی‌قرار کننده و نفسگیر آن ناقوس کذایی را نشینده بگیرد و افکار از هم گسیخته خویش را روی نقطه مشخص دیگری متمرکز ...
ناخوانده
ناخوانده روزی که مثل هر دختر دیگری با خرید یک دفترچه خاطرات به این می‌اندیشیدم که ممکن است با تحریر خاطرات شیرین و دلچسب روزمره روزی در آینده از خواندن و مرور آن لذت ببرم، هرگز فکر نکرده بودم که درست در اولین روزهای نگارش خاطرات روزانه با چنین احساسات تلخ و ملال‌آوری از خاطره‌نویسی، سرخورده و شرمگین شوم! به نظر ...
از لج تو
از لج تو دندان به هم سایید و با لج گفت:«اگه قدرشو می‌دونستی حالا نه فقط پسرعموت همه کست بود... چی بگم که از بی‌لیاقتی‌ت از دستمون پرید!» عصبانی و برافروخته از حرف‌های گزنده مادر، با دلخوری گفتم:«همچین آش دهن‌‌سوزی هم نبود! مگه کجا رفته؟ یا رفته شمال یا رفته اروپا... فوق فوقش دو هفته دیگه برمی‌گرده! چقدر بی‌خودی شلوغش می‌کنین مامان؟» صاف ...
مشاهده تمام رمان های نیلوفر لاری
مجموعه‌ها