رمان خارجی

زوربای یونانی

زوربا هر روز، بی‌آنکه چیزی بگوید، از صبح سفیده به کوه می‌رفت. کار نصب سیم نقاله به پایان خود نزدیک می‌شد. تیرها را در جای خود نصب کرده، سیم را کشیده و قرقره‌ها را بسته بودند. زوربا شب‌هنگام خسته و کوفته از کار برمی‌گشت، آتش روشن می‌کرد، غذا می‌پخت، و با هم شام می‌خوردیم. هر دو از بیدار کردن شیاطین هولناک درونی خود چون عشق و مرگ و ترس، پرهیز می‌کردیم. دیگر هیچ‌گاه نه از بیوه‌زن سخنی به میان می‌آوردیم، نه از بانو هورتانس و نه از خدا. هر دو از دور، و در سکوت، به دریا می‌نگریستیم.

نگاه
9789641169253
۱۳۹۰
۵۲۰ صفحه
۱۶۵۴ مشاهده
۵ نقل قول
نسخه‌های دیگر
نیکوس کازانتزاکیس
صفحه نویسنده نیکوس کازانتزاکیس
۱۷ رمان نیکوس کازانتزاکیس، نویسنده و فیلسوف یونانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به آزادی، ایمان، تن، روح، سفر و شور زندگی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا ...
دیگر رمان‌های نیکوس کازانتزاکیس
باغ سنگی
باغ سنگی سهم نو کردن جهان دوباره نصیب شرق می‌شود. بودا می‌گوید: « هر بار که فضیلت کاهش یابد و رذیلت غلبه کند، برای کمک به انسانیت فرود خواهم آمد.» در دیار شما فضیلت ناپدید شده است؛ بدی - دروغ، حرص، ریاکاری عشق‌های آسان - چیره شده است. کریشنای جدید به زودی بر زمین فرو خواهد آمد؛ دوست عزیز سپید، بدتان نیاید، ...
سرگشته راه حق
سرگشته راه حق نیکوس کازانتزاکیس در سال 1883 در شهر کاندی واقع در جزیره هراکلیون یونان به دنیا آمد. دوران کودکی‌اش در بحبوحه جنگ‌های میهن پرستان قبرس علیه ستمگران ترک به سر آمد. تحصیلات عالیه‌اش را در رشته حقوق در دانشگاه آتن به پایان رساند و پس از آن به پاریس رفت. در این شهر در کلاس‌های درس برگسون شرکت کرد و این ...
اسپانیا اسپانیا
اسپانیا اسپانیا نیکوس کازانتزاکیس یکی از درخشان‌ترین چهره‌های ادب معاصر یونان است که در سال 1873 در شهر کاندی (هراکلیون سابق) مرکز جزیره کرت به دنیا آمد. دوران کودکی‌اش در گرماگرم جنگ‌های میهنی کرتیان با اشغالگران عثمانی گذشت و تاثرات وطن پرستانه شدیدی که این نویسنده جوان از قهرمانان آن جنگ‌ها پیدا کرده است. پس از جنگ، با یکی از دوستانش به نام ...
مسیح باز مصلوب
مسیح باز مصلوب سه‌شنبه عید پاک است. مراسم مذهبی به پایان رسیده است. روز خوبی‌ست. هوا، هم آفتابی است و هم نم‌نم باران می‌‌بارد. فضا از عطر شکوفه‌های لیمو آکنده است، درختان جوانه می‌زنند. سبزه دوباره می‌روید و مسیح از هر کلوخ روی زمین می‌تراود و مسیحیان در میدان روستا آمد و شد می‌‌کنند. دوستان با یکدیگر دیده‌بوسی می‌کنند و به هم می‌گوید: ...
سفرها
سفرها
مشاهده تمام رمان های نیکوس کازانتزاکیس
مجموعه‌ها