رمان خارجی

رودین

(Rudin)

... ای دوست! دیگر این موهای سپید، این‌ چین و چروک‌ها، این آستین‌‌های پاره و این جامه‌های مندرس حرف و شوخی نیست. تو همیشه نسبت به من سختگیر بودی، لیکن حق به جانب تو بود، اکنون دیگر سختی و گلایه‌ای از سختگیری نیست، همه چیز به پایان آمده، روغن پیه‌سوز ته کشیده و پیه‌سوز نیز از هم پاشیده و آن‌چه بر جای مانده تنها فیتیله‌ای است در حال دود کردن... آری ای دوست! مرگ، تنها مرگ می‌تواند او را وادار به سازش و تسلیم کند. اینک من و آنک مرگ ناگزیر...

نگاه
9789643516390
۱۳۹۰
۲۲۴ صفحه
۲۲۱۰ مشاهده
۱۱ نقل قول
ایوان تورگنیف
صفحه نویسنده ایوان تورگنیف
۱۶ رمان ایوان تورگنیف، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس روس است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به نسل‌ها، عشق، طبقه، روستا و تغییر اجتماعی نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او ...
دیگر رمان‌های ایوان تورگنیف
نخستین عشق
نخستین عشق امروز که این سرها را می‌نویسم نمی‌دانم او زنده است یا نه؟ چند سال بعد که در کشوری دیگر بودم در کوپه قطاری به زنی برخوردم که حالت چشم‌ها و چهره‌اش، نگاه فراموش ناشدنی آسیا را به یادم آورد. آسیایی که در بهترین روزهای زندگی‌ام شناختم اما عشق و شیدایی او را قدر ندانستم. هنوز او را همان گونه که ...
دن کیشوت روسی
دن کیشوت روسی می‌توان دن کیشوت سادگی‌ها بود و با آسیاهای بادی مبالغه، طمطراق، هیجان ساختگی، ریاکاری، عشق تصنعی و درخشش دروغین راه و رسمی پر مدعا جنگید. تورگنیف در تمام عمر هم‌چون شوالیه با همه این‌ها جنگید، به نام بانویی که برای خود برگزیده بود و قهرمانی‌هایش را به او تقدیم می‌کرد: ‹‹بانوی دقت››. با وجود بدبینی شوپنهاوری که در بعضی اشعار تورگنیف ...
در آستانه فردا
در آستانه فردا ولی حالا دیگر برای من وطنی جز وطن او وجود ندارد. در آن‌حا قیامی دارد برپا می‌شود. مردم مهیای جنگ هستند. النا، شخصیت محوری داستان، در آستانه فردای دشوارجنگ کریمه ایستاده است.چه بسا جنگ را از سر گذرانده است. پشت به وطن، روی به مزار عشق، که دمی پیش به خاک سپرده است و جنگ را آیا مایه‌ی بیش از ...
یادداشت‌های 1 مرد زیادی
یادداشت‌های 1 مرد زیادی واژه فوق‌العاده‌ای کشف کردم... دقیقا زیادی، فکر نمی‌کنم دیگران از این واژه برای توصیف خودشان استفاده کنند، مردم خشمگین، مهربان، عاقل، احمق، آرام و یا ناآرام‌‌اند اما زیادی... نه. قطعا بدون همه این مردم نیز، دنیا شادمانه به گردش‌اش ادامه می‌دهد... اما بدون شک زیادی بودن نقطه برجسته شخصیت و وجه تمایزشان نیست و زمانی که درباره آن‌ها صحبت می‌کنی، ...
آب‌های بهاری
آب‌های بهاری سانین مدتی در اتاق را رفت، بعد پشت میز نشست، ورق کاغذی برداشت، چند سطری نوشت و فوری روی نوشته خط کشید و آن را سیاه کرد... به یاد قامت زیبای جما در چارچوب پنجره‌ای تاریک افتاد که چگونه در روشنایی ستارگان نمایان و برجسته بود، ذولفش که از وزش باد افشان و آشفته بود، دست مرمری‌اش که به دست ...
مشاهده تمام رمان های ایوان تورگنیف
مجموعه‌ها