رمان ایرانی

خاطره‌های پراکنده

خانه‌ی مادر بزرگ را فروخته‌اند و ساعت بزرگ دیواری در منزل یک از دایی‌هاست. آخرین دایی. گه گاه ، در نیمه‌شبی بی‌خواب، تیک‌تاک موذی آن را در ته بالشم می‌شنوم و می‌دانم که این ساعت بعد از ما هم خواهد بود و از سماجت عقربه‌های چرخان آن دلم می‌گیرد. و بعد، نزدیک به روشنایی صبح عطری گوارا، مثل نفسی سبک و متبرک در اتاقم می‌پیچد و نوازش دست همیشه مهربان گوهرتاج خانم را روی پیشانی‌ام حس می‌کنم و دلم باز پر از ولوله‌های کودکی می‌شود. می‌دانم که در نوازش این دست آشنا حرفی قدیمی خفته است، حرفی ساده و سالم و سبکبار، مثل آواز بازیگوش پری‌ها فراسوی تیک‌تاک دلهره‌انگیز ساعت‌های جهان.

نیلوفر
9789644481628
۱۳۸۷
۲۳۴ صفحه
۱۵۴۰ مشاهده
۶ نقل قول
گلی ترقی ۱۳ رمان گلی ترقی از نویسندگان مهم داستان کوتاه و رمان معاصر ایران است؛ نویسنده‌ای که خاطره، کودکی، مهاجرت و طبقه متوسط شهری را با زبانی شفاف و تصویری روایت کرده است. او در تهران به دنیا آمد و بخشی از زندگی‌اش در ایران و بخشی در خارج از کشور گذشت؛ همین دوگانگی در حس دوری، یادآوری و بازگشت آثارش دیده می‌شود. در داستان‌های ترقی، گذشته فقط خاطره‌ای شیرین نیست؛ گاهی زخمی است که با جزئیات خانه، خانواده و اشیای قدیمی دوباره باز می‌شود. نثر ...
دیگر رمان‌های گلی ترقی
اتفاق
اتفاق «دوقلوها ـ نادر و شادی ـ صبح زود چهارم مرداد 1322 در خانه‌ای ساحلی نزدیک دریا به دنیا آمدند. بچه‌های سالمی بودند و به سرعت رشد کردند. کنار هم می‌خوابیدند و با صدای موج‌های بلند در گوش‌های کوچکشان به خواب می‌رفتند. بزرگ‌تر که شدند، تا دورها، تا آن‌جا که آب دریا سرد و زلال می‌شد، شنا می‌کردند. با پیچ‌‌و‌خم دریا ...
جایی دیگر
جایی دیگر عمو جان در جایی خوانده بود که تمام اتفاقات عالم به هم مربوط است. خواسته بود در این باره اظهار فضل کند اما بهش مجال حرف‌زدن نداده بودند. ولیکن، برای یک بار در زندگی حرفش درست بود و آن‌ها که سر میز شام گرم خوردن بودند نفهمیدند که چه نخ‌های نازکی از هر کلمه، از هر برخورد آنی، از هر ...
فرصت دوباره
فرصت دوباره علیرضا م. ملقب به فانوس خیال از اینکه به اولین کتاب شعرش اجازه چاپ نداده بودند سخت حیرت کرد. با خودش گفت مگه می‌شه؟ و ماتش برد. یک آن ـبین خودمان باشدـ ته دلش خوشحال شد، اما بلافاصله صورت غمگین و ناامید مادرش پیش چشم‌هایش ظاهر شد و دلش سخت گرفت. کتابش را به خاطره و روح او تقدیم کرده ...
12 داستان (داستان‌های برگزیده به انتخاب نویسنده)
12 داستان (داستان‌های برگزیده به انتخاب نویسنده) روزی دوستی پرسید کدام یک از داستان‌هایت را بیشتر از همه دوست داری. کفتم نمی‌دانم. اما رفتم توی فکر. انتخاب سختی بود. تصمیم گرفتم از خیر جواب دادن به این پرسش مزاحم بگذرم، اما پرسش مزاحم ول‌کنم نبود، توی سرم می‌چرخید و وسوسه‌ام می‌کرد. حالا خودم بودم که می‌خواستم بدانم: کدام یک؟ به هر داستان که فکر می‌کردم، داستان دیگری ...
بازگشت
بازگشت دوستانش اسم او را گذاشته بودند «زن پراکنده» چون هر تکه از وجودش به سوی کسی یا چیزی می‌دوید: به سوی پسرهایش در آمریکا، شوهرش در تهران، خواهرش در کانادا، برادرش در آلمان، و دوستان نزدیکش پخش و پلا در اطراف و اکناف جهان.خودش را با نگاه این آدم‌ها می‌شناخت. حس می‌کرد بدون این دیگران کم و کسر دارد، مثل ...
مشاهده تمام رمان های گلی ترقی
مجموعه‌ها