رمان نوجوان

تاراس بولبا

(Taras bulba)

دادجو
9789642621064
۱۳۸۶
۲۰۰ صفحه
۱۰۰۸ مشاهده
۰ نقل قول
نیکلای گوگول
صفحه نویسنده نیکلای گوگول
۹ رمان نیکلای گوگول نویسنده و نمایشنامه‌نویس روس است؛ از پایه‌گذاران مهم نثر مدرن روسی و استاد طنز تلخ و گروتسک است. او با سوروچینتسی، اوکراین امروزی پیوند دارد و همین زمینه، مستقیم یا غیرمستقیم، در نوع نگاه و جهان روایی او دیده می‌شود. آثاری مانند «شنل»، «بازرس» و «نفوس مرده» جامعه، بوروکراسی و پوچی زندگی اداری را با زبانی گزنده نشان می‌دهند. گوگول واقعیت را کمی کج می‌کند تا حقیقتش واضح‌تر شود؛ خنده در آثارش اغلب به اضطراب نزدیک است. تأثیر او بر داستایفسکی و ...
دیگر رمان‌های نیکلای گوگول
تصویر
تصویر در بازارچه شچوکین دوور یک مغازه کوچک فروش تابلوهای نقاشی بود که مردم در مقابل آن مغازه همیشه به قدری ازدحام می‌کردند که در هیچ‌ کجای دیگر نظیر نداشت. این مغازه دارای مجموعه‌ای گوناگون و عجیب از نقاشی‌ها بود، تابلوهایی که بیشتر با رنگ و روغن کشیده شده، با روغن جلای سبز تیره جلا یافته و قاب‌های زرد پررنگ با ...
یادداشت‌های یک دیوانه و 7 قصه دیگر
یادداشت‌های یک دیوانه و 7 قصه دیگر وجه مشخصه داستان‌های گوگول سادگی قصه‌نویسی، ویژگی قومی، امانت محض نسبت به زندگی، و بکر بودن و سرزندگی خنده‌آور آن‌هاست که همیشه تحت تاثیر احساس عمیق غم و دلتنگی قرار می‌گیرد. همه این ویژگی‌ها یک منبع دارند: گوگول شاعر است، شاعر زندگی حقیقی. اولین تاثیری که هر یک از قصه‌های گوگول بر خواننده می‌‌گذارد این است که با خود بگوید: ...
وی
وی «وی» موجودی است عظیم‌الجثه و زاییده‌ی خیال عوام‌الناس. او را فرمانروای گورزادها می‌دانند و همیشه کوتوله‌هایی همراهی‌اش می‌کنند. گفته می‌شود پلک‌هایش آن‌قدر سنگین‌اند که به زمین ساییده می‌شوند. گوگول در این نوولای کوتاه این افسانه‌ی عامیانه را دست‌مایه‌ی داستان‌سرایی خود کرده و از دل آن روایتی غریب و جذاب بیرون کشیده است. خما بروت فیلسوف، دانشجوی سال سوم مدرسه‌ی علمیه‌ی ...
نزاع ایوان ایوانویچ و ایوان نیکیفورویچ
نزاع ایوان ایوانویچ و ایوان نیکیفورویچ من آهی عمیق‌تر از قبل کشیدم و زودتر با او خداحافظی کردم. در آن سفر باید به کارهای مهمی رسیدگی می‌کردم. سوار ارابه‌ام شدم. اسب‌های نحیفی که در میر گورود به آن‌ها اسب‌های پیک می‌گفتند، در حالی که سم‌های‌شان را در توده خاکستری گل فرو می‌بردند و صدایی ناخوشایند تولید می‌کردند، به راه افتادند. باران چون سیل بر سر سورچی ...
مشاهده تمام رمان های نیکلای گوگول
مجموعه‌ها