رمان نوجوان

نیکلا کوچولو خراب‌کاری می‌کند

(Les betises du petit nicola)

بابا بعضی وقت‌ها حرف‌هایی می‌زند که معنی ندارد و برای خنده است. بابا دستی به سرکم کشید و گفت، عجله کنم چون مامان داشت مرا از توی حمام صدا می‌کرد. صدای مامان خنده‌دار بود. من از اینکه خودم حمام می کنم خیلی احساس غرور می‌کنم، تقریبا دو تا تولد می‌شود که من بزرگ شده‌ام. رفتم توی اتاقم تا چیزهایی که لازم دارم را بردارم، کشتی کوچک بادی‌ام را برداشتم...

9786001880520
۱۳۹۰
۱۲۴ صفحه
۷۸۰ مشاهده
۰ نقل قول
سامپه ـ گوسینی
صفحه نویسنده سامپه ـ گوسینی
۳۵ رمان سامپه ـ گوسینی، نام مشترک دو خالق فرانسوی «نیکولا کوچولو»، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. این ردیف به همکاری ژان-ژاک سامپه و رنه گوسینی اشاره دارد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با تصویرگری ظریف سامپه و طنز داستانی گوسینی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش ...
دیگر رمان‌های سامپه ـ گوسینی
نیکولا کوچولو و 1 غافلگیری خوب
نیکولا کوچولو و 1 غافلگیری خوب نیکولا کوچولو اولین کتاب از مجموعه ماجراهای نیکولاست. کسانی که این کتاب را برای کودکانشان می‌خرند خود پیش از آن‌ها آن را می‌خوانند و شاید بیش از آن‌ها لذت ببرند. نیکولا برای بچه‌ها تصویری است در آینه و برای بزرگ‌تر‌ها یادآور روزهای خوش کودکی، نیکولا کوچولو کتابی است برای کودکان هفت ساله تا هفتاد ساله.
نیکولا کوچولو شورش می‌کند
نیکولا کوچولو شورش می‌کند نیکولا کوچولو اولین کتاب از مجموعه ماجراهای نیکولاست. کسانی که این کتاب را برای کودکانشان می‌خرند خود پیش از آن‌ها آن را می‌خوانند و شاید بیش از آن‌ها لذت ببرند. نیکولا برای بچه‌ها تصویری است در آینه و برای بزرگ‌تر‌ها یادآور روزهای خوش کودکی، نیکولا کوچولو کتابی است برای کودکان هفت ساله تا هفتاد ساله.
مدرسه نیکولا کوچولو
مدرسه نیکولا کوچولو شب وقتی بابا دید مامان چه چیزهایی برای من خریده، گفت:‌ امیدوار است من از وسایلم خوب مواظبت کنم و من هم گفتم که باشد. راستش، من خیلی مواظب وسایلم هستم، گرچه مداد تراشم قبل از شام، وقتی داشتم موش را بمباران می‌کردم شکست و بابا عصبانی شد...
هنرهای نیکولا کوچولو
هنرهای نیکولا کوچولو من توی خانه حالم بد شد و شام نخوردم، ولی به هر حال بازدید از کارخانه شکلات‌سازی خیلی جالب بود. تنها کسی که دماغش سوخت آنیان بود، چون در مورد بازدید از کارخانه شکلات‌سازی انشایی ننوشتیم، علتش این بود که خانم معلم گفت دلش نمی‌خواهد دیگر حتی یک کلمه درباره آن بشنود.
مشاهده تمام رمان های سامپه ـ گوسینی
مجموعه‌ها