رمان ایرانی

می‌اندیشید: هنوز فرصت باقی است. هر چه تلاش کنی، باز کم است. اگه هدفی داشته باشی و به اهدافت ایمان داشته باشی و برایشان ارزشی قائل شوی حتی بعد از گذشت سال‌ها دیر نیست و شاید این هدف‌ها روزی به ثمر بنشینند.

پگاه
9786005320039
۱۳۸۸
۴۱۶ صفحه
۵۲۴ مشاهده
۰ نقل قول
اعظم آخوندزاده
صفحه نویسنده اعظم آخوندزاده
۷ رمان اعظم آخوندزاده نویسنده ایرانی است؛ در فضای کتاب‌های فارسی‌زبان حضور دارد و نامش با آثار منتشرشده برای خوانندگان ایرانی دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و حضور نوشتاری او تکیه کند. این نوع آثار اغلب به تجربه‌های نزدیک، رابطه‌های انسانی و روایت‌های قابل دسترس تکیه دارند. در معرفی او باید از داده‌سازی پرهیز کرد؛ متن و رابطه‌اش با مخاطب مطمئن‌ترین نقطه شروع است. حضور نویسندگان کمتررسانه‌ای هم ...
دیگر رمان‌های اعظم آخوندزاده
هایدا
هایدا نزدیکی‌های غروب، خسته ولی با دلی سرشار از امید و رضایت به خانه رسیدم. از شدت شوق دلم در سینه می‌تپید. مدارک و تمام کاغذهایی که تلاش چندین ساله و در واقع امیدهایم را در خط خط صفحاتشان جای داده بودم، روی میز گذاشتم و با خستگی تمام، روی صندلی نشستم.
سهم من از عشق
سهم من از عشق تابستان سال 1384 برایم خیلی طولانی گذشت. روزها پایان‌ناپذیر به نظر می‌رسیدند و هر روز روزی از نو بود که در یک‌نواختی و بدحوصلگی سپری می‌شد. وقتی از پشت پنجره به حیاط باریک و خفه نگاه می‌کردم، بیشتر احساس دلتنگی می‌کردم و بیشتر از پیش خود را در قفسی از جنس سنگ‌ها و دیوارهای بی‌احساس می‌یافتم.
هدیه شاهزاده
هدیه شاهزاده حالا شهرام و وکیل و خاله محترم مرا به چشم یک دختر جسور و گستاخ و حتی بی‌ادب می‌دیدند که چرا مودبانه با برنامه‌های دراز مدت آن‌ها پیش نمی‌رود و این‌گونه سهل و ساده می‌خواهند راه را بپیماید، آن‌ها از میان این آلودگی آب می‌خواهند ماهی بگیرند و منتظر صید هستند، من چه می‌خواهم، من حتی به ثروت پدر فکر ...
گمشده در غبار زندگی
گمشده در غبار زندگی
مشاهده تمام رمان های اعظم آخوندزاده
مجموعه‌ها