رمان ایرانی

هدیه شاهزاده

حالا شهرام و وکیل و خاله محترم مرا به چشم یک دختر جسور و گستاخ و حتی بی‌ادب می‌دیدند که چرا مودبانه با برنامه‌های دراز مدت آن‌ها پیش نمی‌رود و این‌گونه سهل و ساده می‌خواهند راه را بپیماید، آن‌ها از میان این آلودگی آب می‌خواهند ماهی بگیرند و منتظر صید هستند، من چه می‌خواهم، من حتی به ثروت پدر فکر نمی‌کنم و حتی ذره‌ای هیجان نداشتم، ولی دیدن پدر شاهزاده در واقع یک خواسته درونی بود نیاز دختری به پدر و دیداری که سال‌ها به درازا کشیده بود و مقررات سخت و تشریفاتی شاهزاده‌ها همیشه شهره عام است و آن‌ها غرور و تکبری را که در خونشان روان است وادارشان می‌سازد همیشه مبادی آداب باشند و من عجیب است که بیشتر به پدر و مادری رفتم که از بطن وجود آن‌ها به وجود نیامده‌ام.

چکاوک
9789648957006
۱۳۸۵
۵۷۸ صفحه
۶۶۰ مشاهده
۰ نقل قول
اعظم آخوندزاده
صفحه نویسنده اعظم آخوندزاده
۷ رمان اعظم آخوندزاده نویسنده ایرانی است؛ در فضای کتاب‌های فارسی‌زبان حضور دارد و نامش با آثار منتشرشده برای خوانندگان ایرانی دیده می‌شود. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و حضور نوشتاری او تکیه کند. این نوع آثار اغلب به تجربه‌های نزدیک، رابطه‌های انسانی و روایت‌های قابل دسترس تکیه دارند. در معرفی او باید از داده‌سازی پرهیز کرد؛ متن و رابطه‌اش با مخاطب مطمئن‌ترین نقطه شروع است. حضور نویسندگان کمتررسانه‌ای هم ...
دیگر رمان‌های اعظم آخوندزاده
گمشده در غبار زندگی
گمشده در غبار زندگی
هانا
هانا می‌اندیشید: هنوز فرصت باقی است. هر چه تلاش کنی، باز کم است. اگه هدفی داشته باشی و به اهدافت ایمان داشته باشی و برایشان ارزشی قائل شوی حتی بعد از گذشت سال‌ها دیر نیست و شاید این هدف‌ها روزی به ثمر بنشینند.
پیوند سایه‌ها (ادامه سایه‌های عشق)
پیوند سایه‌ها (ادامه سایه‌های عشق) لیلی و فرهاد از تپه‌ای سنگلاخ و ناهموار بالا رفتند. نگاهی به اطراف کرده و سپس از دره کم عمق مقابل‌شان سرازیر شدند و به سوی تپه‌ای که خانه‌ای سنگی بر آن ساخته شده بود، خانه‌ای که از دور دودکش‌هایش با دود غلیظی که از آنها به هوا بر می‌خواست، به را ه افتادند. جلوی در خانه روی سنگی نشستند ...
هایدا
هایدا نزدیکی‌های غروب، خسته ولی با دلی سرشار از امید و رضایت به خانه رسیدم. از شدت شوق دلم در سینه می‌تپید. مدارک و تمام کاغذهایی که تلاش چندین ساله و در واقع امیدهایم را در خط خط صفحاتشان جای داده بودم، روی میز گذاشتم و با خستگی تمام، روی صندلی نشستم.
بانوی فتنه
بانوی فتنه «شهربانو» یکی از همسران فتنه‌انگیز «ناصرالدین شاه قاجار» می‌باشد که برای رضایت دل شاه و مخفی نگه داشتن برخی از اسرار دست به ماجراجویی‌های عجیبی می‌زند و بسیاری از اهالی کاخ‌های شاهی را دچار دردسر می‌کند. ماجراهای فتنه‌انگیزی که شاه از رخدادهای آن بی‌خبر است و بعد از دریافت برخی از فتنه‌های این زن،‌ حکم عجیبی صادر می‌کند. کین و ...
مشاهده تمام رمان های اعظم آخوندزاده
مجموعه‌ها