رمان نوجوان

قصه‌های هانس کریستین اندرسن (جلد اول)

(Hans andersen his classic fairly tahes)

دادار
9789648097351
۱۳۸۵
۹۶ صفحه
۶۸۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده هانس کریستین اندرسن
۱۷ رمان هانس کریستین اندرسن، نویسنده دانمارکی قصه‌های پریان است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به کودکی، رنج، زیبایی، تنهایی و خیال نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار یا زمینه‌های ...
دیگر رمان‌های هانس کریستین اندرسن
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر
44 قصه از هانس کریستین آندرسن
44 قصه از هانس کریستین آندرسن توک در این خواب هم خواب دیگری دید، یعنی آنچه را که دوست داشت خواب دید. خواهر کوچکش، گوستاو، که چشمان آبی و موهای مجعدی داشت، ناگهان به صورت دختری جوان و زیبا در آمد. او بدون آن‌که بال و پری داشته باشد پرواز می‌کرد. آن‌ها بر روی جنگل‌های سبز و دریاچه آبی شهر زولند پرواز کردند.
پری جنگلی و 39 قصه دیگر
پری جنگلی و 39 قصه دیگر این کتاب شامل 40 قصه و افسانه از مجموعِ 156 قصة پریان، اثر «هانس کریستیان آندرسن» داستان‌نویس دانمارکی است که برای کودکان نوشته است. عنوان برخی از داستان‌های این کتاب عبارت است از: گنج زر، سبزهای کوچولو، کوتوله و زن باغبان، گل بهمن، دو جزیره، ستارة دنباله‌دار، استاد و کک، کلید درِ جادویی، قصه آفتاب.
قصه‌های آفتاب و چند قصه دیگر
قصه‌های آفتاب و چند قصه دیگر آیدا کوچولو گفت: طفلک گل‌هایم همه مرده‌اند. دیروز عصر خیلی خوشگل بودند. ولی حالا برگ‌هایشان همه خشک شده و پلاسیده. چرا این کار را می‌کنند؟ این را از دانشجویی پرسید که روی کاناپه نشسته بود. آیدا کوچولو از این جوان خیلی خوشش می‌آمد، چون قصه‌های خیلی قشنگ تعریف می‌کرد و می‌توانست با کاغذ شکل‌های خیلی بامزه‌ای درست کند.
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر
پری دریایی کوچک و چند قصه دیگر توی جاده، سربازی قدم‌رو می‌آمد، چپ راست چپ راست! کوله‌بارش را به دوش گرفته بود و یک شمشیر به کمر بسته بود، چون رفته بود جنگ و حالا داشت به خانه بر می‌گشت. توی راه، به جادوگر پیری برخورد، جادوگر آنقدر زشت بود که لب پایینش درست روی سینه‌اش آویخته بود.
مشاهده تمام رمان های هانس کریستین اندرسن
مجموعه‌ها