رمان ایرانی

ادبار و آینه

این کتاب مجموعه‌ای از 5 داستان کوتاه به نام‌های ادبار، مرد، بند، آینه و ته شب است. داستان‌های این مجموعه، مانند دیگر آثار دولت‌آبادی در فضایی بومی و روستایی می‌گذرد.

نگاه
9789643512347
۱۳۸۴
۱۲۸ صفحه
۳۸۱۴ مشاهده
۰ نقل قول
محمود دولت‌آبادی
صفحه نویسنده محمود دولت‌آبادی
۴۴ رمان محمود دولت‌آبادی، رمان‌نویس و نمایشنامه‌نویس ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در دولت‌آباد سبزوار به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با کارگری، تئاتر و نوشتن درباره روستا و طبقات فرودست شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «کلیدر»، «جای خالی ...
دیگر رمان‌های محمود دولت‌آبادی
سلوک  رقعی
سلوک رقعی اما... دوستان عزیز، با تواضع تمام بگویم ادبیات که از چشم و جان خواننده به نظر دلنشین و زندگی‌بخش می‌آید، در جاری شدنش از جان و دست نویسنده، بسی که جان‌فرسا و هلاکت‌بار است. دست کم در تجربه شخصی می‌توانم بگویم آن‌چه مرا از پای درمی‌آورد، ناممکن بودن نوشتن است. وقتی به ناچار شروع می‌کنم به نوشتن، چنان است که ...
از خم چمبر
از خم چمبر از خمِ چمبر داستانی کوتاه است که پیش از این در مجموعه داستان «کارنامه سپنج» به چاپ رسیده بود و این نخستین بار است که به عنوان کتابی مجزا چاپ می‌شود. فضای این داستان نیز همانند دیگر داستان‌های دولت‌آبادی در مناطق بومی می‌گذرد.
سلوک
سلوک اما... دوستان عزیز، با تواضع تمام بگویم ادبیات که از چشم و جان خواننده به نظر دلنشین و زندگی‌بخش می‌آید، در جاری شدنش از جان و دست نویسنده، بسی که جان‌فرسا و هلاکت‌بار است. دست کم در تجربه شخصی می‌توانم بگویم آن‌چه مرا از پای درمی‌آورد، ناممکن بودن نوشتن است. وقتی به ناچار شروع می‌کنم به نوشتن، چنان است که ...
آهوی بخت من گزل
آهوی بخت من گزل
طریق بسمل شدن
طریق بسمل شدن همین‏ها، این‏ها، نمی‏بینی‏شان؟ تو نمی‏بینی؟ همه هستند، همه هستند. نمی‏بینی‏شان؟ کفن و قمقمه. نگاه کن، نگاه کن! «تشنه‏ای، تو تشنه‏ای برادرم. بنوش آب!» نگاه کن، نگاه کن! چه رستخیز روشنی! منم، تویی و دیگران. تویی، منم و دیگران. چه رستخیز روشنی. کلاه‏‏خود و چکمه و یراق. یکی به آفتاب می‏دهد سلام، یکی به آب. یکی به آسمان نیاز می‏برد، یکی ...
مشاهده تمام رمان های محمود دولت‌آبادی
مجموعه‌ها