رمان ایرانی

شش سال بود که داشت زجر می‌کشید، خودش را شکنجه می‌کرد. هر شب مشت محکمی به روی خواسته‌های دلش که فریاد زنان خورشید را از او طلب می‌کرد می‌کوفت و صدایش در نمی‌آمد. برای اینکه نمی‌خواست شاهد بر هم شکستن باورها و غروب خورشیدش باشد و اکنون با ناباوری داور را می‌دید که از گرد راه نرسیده می‌خواهد رازی را آشکار نماید که او آنطور با مهارت سعی در نهان کردنش نموده است. اما طرلان مصمم بود که نگذارد داور به هدفش برسد.

درسا
9789646104204
۱۳۸۸
۳۳۶ صفحه
۲۸۴۱ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده فریده رهنما
۱۲ رمان فریده رهنما، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری پیوند خورده که به عشق، خانواده، رابطه و داستان‌خوانی فارسی نزدیک‌اند. این معرفی قرار نیست فهرست‌وار باشد؛ مهم‌تر این است که بفهمیم خواننده چرا به سمت کتاب‌های او می‌رود. در کار او، روایت معمولاً از یک نیاز روشن شروع می‌شود: گفتن قصه، ساختن جهان، ثبت تجربه، یا نزدیک شدن به مسئله‌ای انسانی. همین نقطه شروع باعث می‌شود متن فقط اطلاعات ندهد و حال‌وهوایی مستقل پیدا کند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان ...
دیگر رمان‌های فریده رهنما
رودخانه بی‌بازگشت
رودخانه بی‌بازگشت
برنج تلخ
برنج تلخ
افسانه دل
افسانه دل
سپیده‌دم انتظار
سپیده‌دم انتظار گلین خاتون به بوته‌های گل سرخ در باغچه کوچک خانه چشم دوخت. چه آرزوهایی را درست زیر همین بوته‌ها چال کرده بود. اتاق‌ها پر از بوی نفس‌های جوانی‌اش بود. چه سال‌هایی که در همین خانه و در همین اتاق جوانی می‌کرد و شور و اشتیاق عشق، لبخند زندگی را بر روی لبانش می‌نشاند.
1 بار دیگر با احساس
1 بار دیگر با احساس «حتی اگر زبان عشق را به دو نیم کنی، تا لال شود، نگاه گویاتر و رساتر از آن، با فریادهایش، ماهیت آن را آشکار خواهد ساخت.» «اشک‌هایم به روی لبانم نشست و به همراه آن خندید.» «پس هنوز دوستم دارد و نتوانسته پا به روی احساس خود بگذارد و مهرم را از دل بیرون کند.»
مشاهده تمام رمان های فریده رهنما
مجموعه‌ها