رمان ایرانی

من قاتل پسرتان هستم

همه داستان‌نویسان و نیز همه جبهه رفته‌ها حق دارند که از جنگ بنویسند. با این همه، آن‌که هم داستان‌نویسی را بلد است و هم خاطره و درد جنگ را به غنیمت آورده است. برای آفرینش ادبیات جنگ اهلیت بیشتری دارد و احمد دهقان یکی از این شمار است. رمان دهقان، سفر به گرای 270 درجه یکی از آثاری بود که جایزه 20 سال داستان‌نویسی پس از انقلاب را از آن خود کرد. من قاتل پسرتان هستم نیز، روایت‌های نویسنده از روزگار دلاوری‌ها و مظلومیت‌های هم‌رزمان اوست.

9789643691684
۱۳۹۰
۱۱۲ صفحه
۸۳۴ مشاهده
۰ نقل قول
احمد دهقان
صفحه نویسنده احمد دهقان
۱۳ رمان احمد دهقان، نویسنده ایرانی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به جنگ، نوجوانی، خاطره، رزمنده و تجربه زیسته نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به ...
دیگر رمان‌های احمد دهقان
بچه‌های کارون
بچه‌های کارون اگر کسی می‌آمد و به سرم دست می‌کشید، حتما می‌توانست جای دو تا شاخ را پیدا کند. باور کردنی نبود. فرمانده که آن‌جور با اخم و تخم به همه دستور می‌داد، چنان به این یک ذره بچه عبدل را می‌گویم، احترام می‌گذاشت که باید بودی و می‌دیدی.
سفر به گرای 270 درجه
سفر به گرای 270 درجه جنگ واقعیت است که پیش‌روی نویسندگان ما قرار گرفته است. ادبیات جهان سعی کرده با دست‌مایه قرار دادن این تحول بزرگ اجتماعی، آن را از منظر دیگر مشاهده کند و دنیا‌های نو دراندازد. احمد دهقان از نویسندگانی است که در آثارش با عبور از لایه‌های ترد و شکننده‌، به اعماق جنگ راه پیدا می‌کند. "سفر به گرای 270 درجه" در سال 1375 ...
سال بازگشت
سال بازگشت می‌رویم صبحانه می‌خوریم و برمی‌گردیم بالا، توی اتاق‌مان. زری می‌نشیند پشت میز آرایش. از توی آینه نگاهش می‌کنم. چشمش به من می‌افتد و یک دفعه با هر دو دست صورتش را می‌پوشاند و می‌خندد. می‌پرسد: - چیه این‌جوری نگاهم می‌کنی؟ می‌گویم: - هیچی! باز هم نگاهش می‌کنم. مداد چشم‌ به دست، زل می‌زند به‌ام. بعد می‌خندد و دستش را تو هوا پرت می‌کند طرفم ...
دشت‌بان (رمان نوجوان)
دشت‌بان (رمان نوجوان) بابا آمد کنارمان و از خستگی همان جا روی زمین نشست. گلنار ـ از خدا خواسته ـ تندی پا شد و چسبید به بابا. بابا یک دستی گلنار را بغل زد و مدتی طولانی زل زد به قوشی که با بال‌های باز، در دل آسمان پرواز می‌کرد. بعد با صدای گرفته و خش‌دار گفت:«بی‌پیر گرازها دوباره سر و کله‌شان پیدا ...
روزهای آخر
روزهای آخر اکنون که برمی‌گردم به گذشته، می‌بینم چقدر زود گذشت. روزهای آخر را سال 1370 نوشتم؛ در آن سال‌هایی که هنوز نویسنده نشده بودم. یادداشت‌هایی از دوران جنگ داشتم. همان‌ها را کردم دست‌مایه و نتیجه‌اش این شد که می‌بینید. خیلی حرف‌ها دارم از آن روزگار و بچه‌هایی که اسم‌شان در کتاب آمده یا عکس‌هاشان را انتهای کتاب می بینید. احتمالا شگفت‌انگیزتر ...
مشاهده تمام رمان های احمد دهقان
مجموعه‌ها