رمان ایرانی

سه‌ تار

خرم
9789648524017
۱۳۸۳
۱۸۴ صفحه
۱۲۹۱ مشاهده
۰ نقل قول
جلال آل‌احمد
صفحه نویسنده جلال آل‌احمد
۲۹ رمان جلال آل‌احمد، نویسنده، مترجم و روشنفکر ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با داستان‌نویسی، مقاله‌نویسی، سفرنامه و نقد اجتماعی شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «مدیر مدرسه»، «غرب‌زدگی» و «خسی در ...
دیگر رمان‌های جلال آل‌احمد
سفر به ولایت عزراییل
سفر به ولایت عزراییل ولایت عزرائیل (اسرائیل) «ولایت» می‌گویم به دو معنی اول اینکه حکومت یهود در آن سرزمین فلسطین، نوعی«ولایت» است و نه «دولت». حکومت اولیاء جدید بنی‌اسرائیل است بر ارض موعود؛ نه حکومت ساکنان فلسطین بر فلسطین. دوم، به این معنی که سرزمین فعلی اسرائیل به هر صورت چیزی شبیه یک مملکت نیست. اگر از مملکت، آن مفهومی را می‌توان داشت که ما داریم. ولایت ...
سفر آمریکا
سفر آمریکا (دیگر این‌که به کله‌ام زده است از این یادداشت‌های سفر، با قبلی‌ها، چیزی درست کنم به اسم” چهار کعبه” یا ” زیارت چهار کعبه ” و از این جور چیزها. به قصد این‌که خودم را در مقابل چهار کعبه (مکه ـ اورشلیم ـ مسکو ـ نیویورک) گذاشته‌ام تا عکس‌العمل‌هایم را ضبط کنم. و البته ناچار قیاسی میان کعبه‌ها و دیگر ...
مدیر مدرسه (شاهکار جلال آل‌احمد)
مدیر مدرسه (شاهکار جلال آل‌احمد) از در که وارد شدم، سیگارم دستم بود و زورم آمد سلام کنم. همین طوری دنگم گرفته بود قد باشم. رئیس فرهنگ که اجازه نشستن داد نگاهش لجظه‌ای روی دستم مکث کرد و بعد چیزی را که می‌نوشت تمام کرد می‌خواست متوجه من بشود که رونویس حکم را روی میزش گذاشته بودم.حرفی نزدیم رونویس را با کاغذهای ضمیمه‌اش زیر ...
سنگی بر گوری
سنگی بر گوری یک‌مرتبه دیدم با این بی‌تخم و ترکه ماندن ما کم‌کم شده‌ایم کدخدای ده. جوابگوی همه واقعیت‌ها! حل کننده همه مشکلات. قاضی همه دعواهای خانوادگی. پدر و مادر همه یتیم‌ها و مادرمرده‌ها و ... گنده‌گوزی نکن. قرار شد بی‌خودنمایی و شهیدنمایی... و این جوری بود که به کله‌ام زد حالا که اینطور است چرا پدر همه این بچه‌ها نباشی؟ این بچه‌ها ...
خسی در میقات
خسی در میقات گویا سه بعد از نیمه شب جمه بود که وارد فرودگاه تهران شدیم. و من تا پنج خانه بودم. سرفه‌کنان و خسته و کوفته. و هنوز از در خانه در نیامده‌ام. حتی حمام نرفته‌ام. به رعایت زخم پا و ترس از سرما خوردن مجدد. و هوا هنوز سرد است. و بوی زمستان دارد. و من یا خوابم یا از دیدار ...
مشاهده تمام رمان های جلال آل‌احمد
مجموعه‌ها