۱۰ رمان
دیوید آلموند نویسنده انگلیسی ادبیات کودک و نوجوان است؛ نویسندهای شاعرانه که مرز واقعیت، راز و خیال را آرام جابهجا میکند.
او در شمال شرق انگلستان به دنیا آمد و فضای همان منطقه، با خانهها، معدنها و چشماندازهایش، در آثارش دیده میشود.
رمان «اسکلیگ» نام او را جهانی کرد؛ داستانی که در آن یک کشف عجیب به تجربهای درباره ترس، امید و رشد تبدیل میشود.
آلموند کودک را با پرسشهای عمیق روبهرو میکند، اما پاسخها را ساده و آماده تحویل نمیدهد.
نثر او نرم، ...
اسکلیگ و بچهها
مایکل مثل همه پسر بچههایی است که به مدرسه میروند، فوتبال بازی میکنند و از معلمها خوششان نمیآید. آنها به تازگی خانهشان را عوض کردهاند و مینا دختر همسایه خانه جدیدشان برخلاف او بچهای کاملا غیرعادی است.
اما منشکا مایکل، اسکلینگ است. موجودی که زیر کتش چیزی پنهان کرده است، چیزی شبیه دو بال.
بندبازان
در اتاقم مینوشیدم و هالی کنارم بود. موسیقی گوش میدادیم و او ترانهها را زمزمه میکرد و در رویای آزادی خود بودیم، دست همدیگر را میگرفتیم. همدیگر را کشف میکردیم و نمیدانستیم آیا میتوان اسم آن را عشق گذاشت یا نه.
میخواندیم، میخوردیم و بیشتر و بیشتر و عمیقتر همدیگر را میشناختیم، به دنبال آن سرزمین دور و ناشناختهای بودیم که ...
اسم من میناست
این رمان شرح وقایع روزانه زندگی دختر نه سالهای است که پدرش را در دوران کودکی از دست داده و همراه مادرش زندگی میکند. این کتاب که به شکل دفتر خاطرات نوشته شده مانند تک گویی درونی افکار، احساسات، رویاها و ترسهای اوست و شرح مشاهدات و سوالات مینا درباره شگفتیها و عجایب دنیای اطرافش با زبانی ساده و در ...
وحشی
آن روز حس میکردم خودم درست درون داستان وحشی هستم، همانطور که وحشی درست درون من زندگی میکرد. اصلا حواسم به درس نبود. وانمود میکردم به درس گوش میدهم، وانمود میکردم دارم کارم را انجام میدهم اما به محض اینکه چشمم را میبستم، سر از جنگل درمیآوردم و او هم با من بود. انتهای غار او، کنار آتش بودم. از ...