۳۱ رمان
احمدرضا احمدی، شاعر و نویسنده ایرانی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در کرمان به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با شعر نو، ادبیات کودک و زبانی ساده اما تصویری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با مجموعه شعرها و کتابهای ...
نمایشنامههای شاعر 3 (انبارها پیلهها ماهتاب دریایی تولد اول تولد دوم)
حساب سالهایی را که در این انبار متروک و نمور زندگی کردهام از یاد بردهام، باید زندگی را ادامه بدهم. شاید بازگردد و دوباره برای من آکوردئون بزند. من به صدای آکوردئونش زنده هستم. برای ادامه زندگی از چه چیز باید نام ببرم. من که شیفته نگاه خودم و دیگران به انگورها بودم، اکنون در انبار ماندهام که فهرستی از ...
شعر و صدای احمدرضا احمدی
با صدای: احمدرضا احمدی
شعرهایی که خواهید شنید:
ـ کبریت زدم + لکهای
ـ من بسیار
ـ درختانی...
ـ این قطره...
ـ از یک...
ـ بر این جادهها
ـ قصیده
ـ این شاخه
ـ اگر من...
زمان: 1 ساعت و 15 دقیقه
قالببندی: mp3
دفتر اول (احمدرضا احمدی)
چقدر این باران دوستانه.
بر سر من و تو بارید.
شاید هم از همان باران دوستانه بود.
که ما یکدیگر را گم کردیم.
درختان جوانه زده بودند.
که ما یکدیگر را گم کردیم.
گم شدن تو و عشق من.
محسوس بود.
به آسانی نمیتوانستیم.
از آن دل بکنیم.
مرگ به آرامی سراغ ما میآمد.
دیگر قهرمانی در باران نبود.
که ...
پسرک دریا را نگاه کرد و گفت
در یک صبح مهآلود که دریا طوفانی بود پسرکی با چشمان آبی به رنگ دریا از دریا روئید. کبوتران سفید از نگاه پسرک آبی رنگ شدند. کنار دریا ماهیگیران به دریا خیره بودند که طوفان تمام شود تا برای ماهیگیری به دریا بروند. دریا که آرام شد ماهیگیران به دریاه خیره بودند و نمیتوانستند باور کنند پسرکی از دریا روئیده ...