رمان خارجی

مگره می‌ترسد

(Maigret afraid)

خجسته
9789646233775
۱۳۸۶
۲۲۴ صفحه
۱۴۳۷ مشاهده
۰ نقل قول
ژرژ سیمنون
صفحه نویسنده ژرژ سیمنون
۵۸ رمان ژرژ سیمنون، رمان‌نویس بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های کارآگاه مگره و ده‌ها رمان ...
دیگر رمان‌های ژرژ سیمنون
مرگ در پاریس
مرگ در پاریس پیرمرد کوتاه قد ریش‌بزی، دوباره پس‌پسکی از تاریکی مکان سرپوشیده بیرون آمد. او به چپ و راست خود نگاه می‌کرد و دست‌های خود را حرکت می‌داد تا کامیون سنگینی را که راهنمایی می‌کرد، به طرف خود هدایت کند: دست‌هایش علامت می‌داد:- کمی به راست... ایست... حالا مستقیم... آرام‌تر... به چپ... حالا فرمان را برگردان... و کامیون که از پیرمرد عقب‌تر مانده ...
خاکسپاری آقای بووه
خاکسپاری آقای بووه مردی مسن ناگهان جلو غرفه یک کتاب‌فروشی در محله که‌دولاتورنل پاریس جان می‌بازد. هیچ‌کس نمی‌داند، آقای بووه واقعا کیست! این مرد عجیب و غریب که با وجود ثروت کلانش در یک خانه اجاره‌ای ساده زندگی می‌کند، چه رازی پس پرده دارد؟ چرا از زندگی پر زرق و برق خود دست کشیده و به شخصیت یک بازنشسته ساده و گمنام درآمده ...
سربازرس مگره و سگ زرد
سربازرس مگره و سگ زرد *سربازرس مگره و سگ زرد" یکی از آثار شاخص ژرژ سیمنون، نویسنده‌ی بلژیکی و خالق بازرس ژول مگره، است. این رمان که در بندر کوچک کونکارنو در ناحیه‌ی بریتانی فرانسه می‌گذرد، فضای مرموز و روان‌شناختی خاصی را ترسیم می‌کند که به یکی از امضاهای همیشگی آثار این مجموعه بدل شده است. در این داستان، سیمنون با مهارتی مثال‌زدنی، توازن میان ...
سایه گیوتین
سایه گیوتین در رمان‌های سیمنون و از جمله سایه گیوتین ترسهای پنهان و دسیسه‌ها و اضطراب‌های نهفته در پس پرده عادت‌های روزانه زندگی و نظم حاکم بر آن توصیف شده‌اند که به ناگاه به لحظه انفجاری خویش می‌رسند و به بروز خشونت یا جنایت منجر می‌شوند. به علاوه رمانهای او آمیزه‌ای هستند از روایت پردازی چیزه دستانه و بازشکافتن هوشمندانه روان انسان‌ها. ...
شکیبایی مگره
شکیبایی مگره مگره که صورتش را به طرف منظره آرام رودخانه سن گردانده بود، رفتن آن‌ها را ندید. او، روی ساحل رودخانه، دنبال اشباح آشنا می‌گشت. شبح آن مردی که با قلاب ماهی می‌گرفت. مگره او را، از سال‌ها پیش، ماهیگیر خودم نامید. گرچه بی‌گمان نمی‌توانست شخص واحدی باشد. آن‌چه اهمیت داشت این بود که همیشه مردی در آن‌جا، کنار پل سن ـ ...
مشاهده تمام رمان های ژرژ سیمنون
مجموعه‌ها