مجموعه داستان خارجی

مگره خشمگین می‌شود و پیپ مگره

(La pipe maigret precede de maigret se fache)

حدس زده بود چه می‌خواهم بکنم؟ اعتقاد دارم این‌طور بود... اگر مجال داده بودم بی‌شک او بود که شلیک می‌کرد... گفتم: حال که هیچ وسیله دیگری برای بیرون رفتن از این وضع وجود ندارد، و کسی هم دارای شهامت انجام این کار پیدا نمی‌شود، باید مادربزرگی باشد که این کار را به عهده بگیرد. بدود. با ادای آخرین کلمه، شلیک کردم، در 3 قدمی من بود. دست به شکمش برد، زیرا خیلی پایین زده بودم، دو بار دیگر ماشه را فشردم...

قاسم صنعوی
گل آذین
9786006414034
۱۳۹۲
۲۳۲ صفحه
۵۹۴ مشاهده
۰ نقل قول
ژرژ سیمنون
صفحه نویسنده ژرژ سیمنون
۵۸ رمان ژرژ سیمنون، رمان‌نویس بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های کارآگاه مگره و ده‌ها رمان ...
دیگر رمان‌های ژرژ سیمنون
سایه گیوتین
سایه گیوتین در رمان‌های سیمنون و از جمله سایه گیوتین ترسهای پنهان و دسیسه‌ها و اضطراب‌های نهفته در پس پرده عادت‌های روزانه زندگی و نظم حاکم بر آن توصیف شده‌اند که به ناگاه به لحظه انفجاری خویش می‌رسند و به بروز خشونت یا جنایت منجر می‌شوند. به علاوه رمانهای او آمیزه‌ای هستند از روایت پردازی چیزه دستانه و بازشکافتن هوشمندانه روان انسان‌ها. ...
سایه‌بازی
سایه‌بازی در یکی از محلات قدیمی پاریس در ساختمانی مجاور میدان وژ جنایتی رخ داده. صاحب آزمایشگاه داروسازی به ضرب گلوله‌ای کشته شده است و گاو‌صندوق آزمایشگاه را خالی کرده‌اند. مگره با مستاجران ساختمان آشنا می‌شود و در ملاقات با خانواده مقتول اسراری از زندگی پنهانی وی برملا می‌شود. اسرای که مگره را...
مگره در زادگاه
مگره در زادگاه بدینوسیله به اطلاع می‌رساند در کلیسای سن فیاکر در مراسم اولین عشاء ربانی در روز تقدیس تمام ارواح، جنایتی اتفاق خواهد افتاد... در اداره پلیس مولن به این یادداشت خندیدند. در اداره پاریس آنرا ندیده گرفتند. ولی مگره به آن توجه کرد. سن فیاکر زادگاه او بود. مکره به کنتس دو سن فیاکر، پیرزن مالیخولیایی خیره شده بود. ولی چشمان ...
مسافر کشتی پولارلیس
مسافر کشتی پولارلیس «طالع شوم، همانند مرضی، کشتی‌ها را در هر دریایی تهدید می کند؛ مرضی که ریشه‌اش را در آن قلمرو بزرگ ناشناخته که قضا و قدر نام دارد باید جستجو کرد.» پولارلیس، کشتی باری - مسافری که به طور معمول میان هامبورگ و سواحل نروژ رفت و آمد می‌کند، این بار سفری متفاوت در پیش دارد. سفری با غافلگیری‌های متعدد و پی‌درپی، ...
مگره در کافه لیبرتی
مگره در کافه لیبرتی ماجرا با احساس حال و هوای تابستانی آغاز شد. وقتی مگره از قطار پیاده شد. نیمی از ایستگاه را‌ه‌آهن آنتیب غرق آفتابی چنان تیز و درخشان بود که مردم مثل اشباحی در جنب و جوش به نظر می‌رسیدند. اشباحی که کلاه حصیری بر سر، شلوار سفید بر پا و راکت تنیس به دست داشتند!
مشاهده تمام رمان های ژرژ سیمنون
مجموعه‌ها