مگره به صدای بلند 2 تلگراف را برای بازپرس کوملیو، که بیحوصله به نظر میرسید، خواند. اولی جواب خانم مارتیمر بود به تلگرافی که در آن خبر قتل شوهرش را به اطلاعش رسانده بودند، و دومی...
۵۸ رمان
ژرژ سیمنون، رماننویس بلژیکی، از چهرههای شناختهشده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبانهای مختلف گره خورده است.
مسیر کاری او با روزنامهنگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرمکننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغههای شخصی او تبدیل شوند.
شهرت او بیش از همه با رمانهای کارآگاه مگره و دهها رمان ...
کافه لیبرتی
ماجرای «کافه لیبرتی» در آنتیب در جنوب فرانسه روی میدهد. کمیسر مگره برای حل معمای قتل مردی که از پشت چاقو خورده است به ساحل کت دازور میرود. در آنجا در مییابد که مرد مقتول از مشتریان کافهای به نام کافه لیبرتی بوده و گاه هنگام مسافرت به ریویرا چندین روز اقامت میکرده است. ملاقات مگره با پسر مرد مقتول ...
مگره و دیوار سنگی
27 ژوئن 1930 سربازرس مگره اولین بار با جسد مردی مواجه شد که مقدر بود تا چندین هفته تمام به نزدیکترین و دردسرسازترین شخص زندگیاش تبدیل شود. این پیشامد چند جنبه داشت، بخشی معمولی بود و بعضی فجیع و برخی فراموشنشدنی.
بخش فراموشنشدنیاش این بود که از یک هفته پیش از آن سیل اطلاعیههای رسمی به پلیس جنایی ابلاغ میشد ...
مگره و سایه پشت پنجره
جسد همچنان تنها، سر بر روی نامههای پراکنده، در دفتر کارش بود. ناگهان صدای فریادی از طبقه دوم به گوش رسید. صدای فریادی گوشخراش، مثل کسی که نومیدانه کمک میطلبد. ولی زن سرایدار خم به ابرو نیاورد و ضمن باز کردن در اتاقش، آهی کشید و گفت: «خب...! بازم زنکه دیوونه...»
مگره و جنایتکار
جسدی در یک پیاده رو پیدا می شود. این موریس مارسیا، مالک ساردین، یک رستوران شیک است که توسط روشنفکرهای برجسته جامعه، دنیای هنر و دنیای اموات حمایت می شود. بازرس لوئیس که در منطقه پیگال کار می کند، یک خبرچین دارد که اغلب از طریق تلفن و بدون پرداخت پول به او در مورد جنایات اطلاع می دهد. به ...
تبهکار
حس خطر چنان با آگاهی از واقعیت روزانه و همه آن چیزهای قراردادی و مبتذل آمیخته بود که دکتر کوپروس را بیش از پیش سرحال و خوشحال میکرد. اثرش مثل آن بود که حسابی کافئین خورده باشد.
دکتر کوپروس که اهل شهر ‹‹سنیک›› در ایالت ‹‹فرزلاند›› بود بار دیگر وارد آمستردام شده بود. همیشه اولین سهشنبه هر ماه به آن شهر ...