خشم مگره

(La Colère de Maigret)

امیل بوله، صاحب چند کافه‌ی شبانه در محله‌ی مومارتر پاریس، ناپدید شد. او به طور معمول هر شب از یک کافه به کافه‌ی دیگر سر می زد و پیش از ساعت چهار صبح به خانه و نزد همسرش باز می‌گشت. پیکر بی جان بوله دو روز بعد در کوچه‌ای بن‌بست در حاشیه‌ی گورستان پرلاشز پیدا شد. کیف پول و کارت شناسایی او را در جیب کتش یافتند. بر جسد اثری از سلاح گرم یا سرد دیده نمی شودکه معمولا دار و دسته های خلافکار به کار می برند. مالک کافه‌ های شبانه خفه شده بود و عجیب تر اینکه به مدت دو روز و سه شب جسدش را در مکان نامعلومی نگه داشته بودند.

عباس آگاهی
9786008967668
۱۴۰۵
۱۵۲ صفحه
۰ مشاهده
۰ نقل قول
ژرژ سیمنون
صفحه نویسنده ژرژ سیمنون
۵۸ رمان ژرژ سیمنون، رمان‌نویس بلژیکی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در لیژ بلژیک به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با روزنامه‌نگاری، نوشتن پیاپی و توجه به زندگی شهری شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با رمان‌های کارآگاه مگره و ده‌ها رمان ...
دیگر رمان‌های ژرژ سیمنون
بیگانگان در خانه
بیگانگان در خانه ژرژ سیمنون، نویسنده بلژیکی فرانسوی زبان داستان‌های پلیسی جنایی،‌ در آغاز کار نوشتن، نویسنده‌ای عامه‌پسند بود. در سال 1931 بازرس مگره را آفرید که شخصیت اصلی داستان‌های پلیسی او شد. بسیاری از آثار او از جمله: کارد و طناب، امضای مرموز، کاراگاه در کاباره، شبی در چهار راه، بیگانگان در خانه، مرگ در پاریس و تبهکار از دیگر آثار این ...
مگره و مرد اسرارآمیز
مگره و مرد اسرارآمیز سربازرس مگره عضو گروه ضربت شماره یک نیروی پلیس سرش را از روی میز بلند کرد.به نظرش آمد بخاری آهنی وسط دفتر که لوله سیاهش تا سقف بالا رفته بود، مثل همیشه پر سرو صدا نیست....
تبهکار
تبهکار حس خطر چنان با آگاهی از واقعیت روزانه و همه آن چیزهای قراردادی و مبتذل آمیخته بود که دکتر کوپروس را بیش از پیش سرحال و خوشحال می‌کرد. اثرش مثل آن بود که حسابی کافئین خورده باشد. دکتر کوپروس که اهل شهر ‹‹سنیک›› در ایالت ‹‹فرزلاند›› بود بار دیگر وارد آمستردام شده بود. همیشه اولین سه‌شنبه هر ماه به آن شهر ...
پی‌یتر لتونی
پی‌یتر لتونی هر نژادی بوهای خودش را دارد که نژادهای دیگر از آن متنفرند. سربازرس مگره پنجره را باز کرده بود و پیوسته پیپ می‌کشید، ولی بوهای مبهم هم‌چنان ناراحتش می‌کرد.
مگره و شبح
مگره و شبح سربازرس مگره پس از بیست ساعت بازجویی بی‌وقفه از چند سارق جوان به خانه بازگشت. هنوز گذشت زمان و فرارسیدن روز را احساس نکرده بود که با صدای زنگ در بیدار شد. لاپوانت که پس از کشیک شبانه هنوز صورتش را اصلاح نکرده بود، خبر ناگوار را داد: بازرس لنیون (ملقب به «بازرس بدعنق»)، از بخش هجدهم پاریس، به ضرب ...
مشاهده تمام رمان های ژرژ سیمنون
مجموعه‌ها