۲۳ رمان
حسن کریمپور نویسنده ایرانی است و نام او در کنار مجموعهای از آثار داستانی فارسی دیده میشود. درباره زندگی شخصی و تاریخهای دقیق او اطلاعات عمومی قابل اتکای زیادی در دسترس نیست، بنابراین بهتر است با احتیاط معرفی شود.
کارنامه او بیشتر از مسیر کتابهای منتشرشدهاش شناخته میشود تا حضور پررنگ رسانهای. چنین نویسندگانی گاهی در حافظه عمومی کمتر دیده میشوند، اما برای خوانندگان پیگیر رمان و داستان فارسی نامی آشنا هستند.
در آثار منسوب به او، روایت و سرگرمی داستانی نقش ...
باغ مارشال 3
روز اگر زود گذشت و نچیدیم گل سرخ غروب رو نگیریم ز تاریکی شب که سحر میرسد از راه و درون چشمش اثر روشن صبح دگری مشهود است. عزیزم، اگر آسمان زندگیات از اختر و ماههای تکراری گرفت، بدون شک آسمان دیگری میخواهد و ماه دیگری. تو را و همسفرت را به خدا میسپارم، یادت باشد خواهی اگر بمان و، ...
از دیاری به دیار دیگر
از دیاری به دیار دیگر رفتن، سعادت و خوشبختی به دنبال ندارد بلکه آنها سرگردانی هستند گمشده در دیار غربت. امروز غروب که آخرین سطرهای سرگذشتم را مینویسم از پنجره آپارتمان ناتان تماشاگر رودخانه تایمز هستم که مانند ماری خوش خط و خال به دور خودش میپیچید و می گوید:
هر کجا هستید باشید آسمان مال شماست پنجره، فکر، هوا، ...
باغ مارشال 4
گفتم: زندگی هم یک قمار است که دائما برد و باخت برقرار است، یکی میبرد، یکی میبازد، یکی خسته میشود میدان را به حریفان پر استقامت و خستگی ناپذیر واگذار میکند. اما به قول شاعره فروغ فرخزاد: هیچ صیادی از جوی حقیری که به گودال میریزد، هرگز مرواریدی صید نخواهد کرد.
قصه من و او
از یکی دو روز قبل زنی با دفتر کار و تلفن همراهم تماس گرفت.بعد از تعریف و تمجید از من و کتابهایم که منتشر شده بود خودش را همسر فلان استاد دانشگاه معرفی کرد که دستی به قلم داشت و حاصل نوشتههای
شوهرش مورد توجه کسانی است که اهل مطالعه و قلم وکتاب هستند.بدوت اینکه به ذهنم فشار بیارم استاد ...
گردی روی آینه
محسوسترین چیزی که از مقابل چشمانم دور نمیشود و دورترین افق خاطراتم، در میان ابرهای تیره و مبهمی که طوفان زمان و بادهای حوادث به سرعت گاه تاریک و گاهی روشن، زمانی دور و ناپدید میگردد چهره محزون و نگاههای غمگین مادرم است که وقت و بیوقت به علامت تاسف سر تکان میداد و میگفت:
-((تا کی میخواهی زانوی غم ...