رمان ایرانی

نخل‌های مردابی

نمی‌خواین جوابم رو بدین؟ بادکنک‌ها مونده‌ها!! اگه بادشون کنم جوابم رو می‌دین؟ «یه لبخند دیگه زد که زود گفتم» کجان؟! بادکنک‌آ کجان؟! تو اون جعبه! «اولی رو گذاشتم تو دهنم و ده باد کن! اما مگه با می‌شد! همچین کلفت و ضخیم بود که انگار قرار بوده توپ چرمی بسازن و وسطش پشیمون شدن کردنش بادکنک!!

9789642363049
۱۳۸۹
۱۷۶ صفحه
۱۹۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ماندا معینی (مودب‌پور)
۹ رمان ماندا معینی (مودب‌پور) نویسنده ایرانی ادبیات عامه‌پسند است؛ نام او با رمان‌هایی خوانده می‌شود که بر رابطه، احساس و کشمکش‌های خانوادگی تکیه دارند. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در این گونه آثار، روایت معمولا از دل عشق، سوءتفاهم، انتخاب‌های عاطفی و فشارهای اجتماعی پیش می‌رود. زبان چنین رمان‌هایی باید روان، گفت‌وگومحور و نزدیک به توقع خواننده عمومی باشد تا قصه بی‌وقفه ...
دیگر رمان‌های ماندا معینی (مودب‌پور)
آن تابستان
آن تابستان خدایا چقدر یه آدم می‌تونه خودخواه و خودپسند باشه! کاشکی اون روزا عقل الانم رو داشتم! این چه رفتاری بود که با فرزین می‌کردم! اون موقع چه جوری فکر می‌کردم؟ چقدر احمقانه! فرزین حق داشت که ازم متنفر باشه! از دختر اربابی که پول پدرش رو به رخ یه پسر جوون که پدرش راننده بود می‌کشید! نمی‌دونم چرا اون کارا ...
شینا
شینا
ننه سرما
ننه سرما فکر می‌کردم بعد از مردن پدرم همه چیز تموم می‌شه! یا حداقل عوض می‌شه اما نشد! یعنی تقریبا هیچکدوم از فکرایی که قبل از مرگ پدرم می‌کردم درست نبود! اون موقع حداقل انگیزه‌ای داشتم! برای برگشتن به خونه، برای خونه موندن، برای بیدار شدن، برای غذا درست کردن، برای پذیرایی از مهمونایی که شاید فقط به احترام پدرم به ...
انزوا
انزوا فرار کردم! نمی‌خواستم بمونم و راکد بشم! باید می‌رفتم اما نمی‌دونستم کجا یا دنبال چی! کجاش زیاد مهم نبود اما دنبال چی‌ش مهم بود! خودم نمی‌دونستم چی می‌خوام اما می‌دونستم اون زندگی رو نمی‌خوام! لباسامو پوشیدم و از خونه رفتم بیرون! مقصدی نداشتم فقط می‌خواستم همینجوری برم! با خودم فکر کرده بودم که همینجوری می‌رم! حالا هر کجا! اصلا برام ...
پس کوچه‌های سکوت
پس کوچه‌های سکوت در مورد افسانه‌، بهترین دفاع کاری بود که کردم! تمام نوارا رو با حذف قسمت‌هایی که مربوط به پرونده‌ش نمی‌شد، کپی کردم و همراه با اون دو تا نوار که با اجازه شوهرش از تو انبار خونه‌شون پیدا کرده بودم برای دادگاه فرستادم. نتیجه‌م گرفتم!
مشاهده تمام رمان های ماندا معینی (مودب‌پور)
مجموعه‌ها