رمان ایرانی

آن تابستان

خدایا چقدر یه آدم می‌تونه خودخواه و خودپسند باشه! کاشکی اون روزا عقل الانم رو داشتم! این چه رفتاری بود که با فرزین می‌کردم! اون موقع چه جوری فکر می‌کردم؟ چقدر احمقانه! فرزین حق داشت که ازم متنفر باشه! از دختر اربابی که پول پدرش رو به رخ یه پسر جوون که پدرش راننده بود می‌کشید! نمی‌دونم چرا اون کارا رو می‌کردم!

9789644122323
۱۳۹۰
۴۱۶ صفحه
۷۵۳ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ماندا معینی (مودب‌پور)
۹ رمان ماندا معینی (مودب‌پور) نویسنده ایرانی ادبیات عامه‌پسند است؛ نام او با رمان‌هایی خوانده می‌شود که بر رابطه، احساس و کشمکش‌های خانوادگی تکیه دارند. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در این گونه آثار، روایت معمولا از دل عشق، سوءتفاهم، انتخاب‌های عاطفی و فشارهای اجتماعی پیش می‌رود. زبان چنین رمان‌هایی باید روان، گفت‌وگومحور و نزدیک به توقع خواننده عمومی باشد تا قصه بی‌وقفه ...
دیگر رمان‌های ماندا معینی (مودب‌پور)
دریا
دریا
ننه سرما
ننه سرما فکر می‌کردم بعد از مردن پدرم همه چیز تموم می‌شه! یا حداقل عوض می‌شه اما نشد! یعنی تقریبا هیچکدوم از فکرایی که قبل از مرگ پدرم می‌کردم درست نبود! اون موقع حداقل انگیزه‌ای داشتم! برای برگشتن به خونه، برای خونه موندن، برای بیدار شدن، برای غذا درست کردن، برای پذیرایی از مهمونایی که شاید فقط به احترام پدرم به ...
کژال
کژال گاهی وقتا دلم خیلی می‌گیره! نه این که مثلا پاییز باشه و بارون بیاد!‌یا این که مثل عصر جمعه باشه که هیچ کاری برای انجام دادن نداشته باشم! نه! هیچ کدوم از اینا نیست! من نه یه دختر رویایی هستم و نه یه دختر نازک نارنجی! از اون موقعی که خودم را شناختم با مسولیت بزرگ شدم! همیشه وظایفی رو انجام ...
نخل‌های مردابی
نخل‌های مردابی نمی‌خواین جوابم رو بدین؟ بادکنک‌ها مونده‌ها!! اگه بادشون کنم جوابم رو می‌دین؟ «یه لبخند دیگه زد که زود گفتم» کجان؟! بادکنک‌آ کجان؟! تو اون جعبه! «اولی رو گذاشتم تو دهنم و ده باد کن! اما مگه با می‌شد! همچین کلفت و ضخیم بود که انگار قرار بوده توپ چرمی بسازن و وسطش پشیمون شدن کردنش بادکنک!!
مشاهده تمام رمان های ماندا معینی (مودب‌پور)
مجموعه‌ها