رمان ایرانی

فرار کردم! نمی‌خواستم بمونم و راکد بشم! باید می‌رفتم اما نمی‌دونستم کجا یا دنبال چی! کجاش زیاد مهم نبود اما دنبال چی‌ش مهم بود! خودم نمی‌دونستم چی می‌خوام اما می‌دونستم اون زندگی رو نمی‌خوام! لباسامو پوشیدم و از خونه رفتم بیرون! مقصدی نداشتم فقط می‌خواستم همینجوری برم! با خودم فکر کرده بودم که همینجوری می‌رم! حالا هر کجا! اصلا برام مهم نبود! فقط رفتن!

نیریز
9789645724694
۱۳۹۲
۱۸۴ صفحه
۷۲۷ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ماندا معینی (مودب‌پور)
۹ رمان ماندا معینی (مودب‌پور) نویسنده ایرانی ادبیات عامه‌پسند است؛ نام او با رمان‌هایی خوانده می‌شود که بر رابطه، احساس و کشمکش‌های خانوادگی تکیه دارند. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در این گونه آثار، روایت معمولا از دل عشق، سوءتفاهم، انتخاب‌های عاطفی و فشارهای اجتماعی پیش می‌رود. زبان چنین رمان‌هایی باید روان، گفت‌وگومحور و نزدیک به توقع خواننده عمومی باشد تا قصه بی‌وقفه ...
دیگر رمان‌های ماندا معینی (مودب‌پور)
دریا
دریا
بوی نا
بوی نا روزگار عجیبی‌یه! آدم وقتی دقت کنه، می‌بینه که چه اتفاقاتی، همین دور و ور خودش افتاده که واقعا باور نکردنیه! مثل همین خاطره یا داستانی که می‌خوام براتون بگم! می‌خوام داستان خانواده حاج عباس جوکار بولاتپه‌لوش و حاج حسن جوکار بولاتپه‌لوش رو براتون بگم! برای اینکه به داستان حاج عباس و برادرش حاج حسن برسیم و بعدش بریم سراغ بچه‌هاشون که اصل داستانه، ...
ننه سرما
ننه سرما فکر می‌کردم بعد از مردن پدرم همه چیز تموم می‌شه! یا حداقل عوض می‌شه اما نشد! یعنی تقریبا هیچکدوم از فکرایی که قبل از مرگ پدرم می‌کردم درست نبود! اون موقع حداقل انگیزه‌ای داشتم! برای برگشتن به خونه، برای خونه موندن، برای بیدار شدن، برای غذا درست کردن، برای پذیرایی از مهمونایی که شاید فقط به احترام پدرم به ...
کژال
کژال گاهی وقتا دلم خیلی می‌گیره! نه این که مثلا پاییز باشه و بارون بیاد!‌یا این که مثل عصر جمعه باشه که هیچ کاری برای انجام دادن نداشته باشم! نه! هیچ کدوم از اینا نیست! من نه یه دختر رویایی هستم و نه یه دختر نازک نارنجی! از اون موقعی که خودم را شناختم با مسولیت بزرگ شدم! همیشه وظایفی رو انجام ...
پس کوچه‌های سکوت
پس کوچه‌های سکوت در مورد افسانه‌، بهترین دفاع کاری بود که کردم! تمام نوارا رو با حذف قسمت‌هایی که مربوط به پرونده‌ش نمی‌شد، کپی کردم و همراه با اون دو تا نوار که با اجازه شوهرش از تو انبار خونه‌شون پیدا کرده بودم برای دادگاه فرستادم. نتیجه‌م گرفتم!
مشاهده تمام رمان های ماندا معینی (مودب‌پور)
مجموعه‌ها