رمان ایرانی

گاهی وقتا دلم خیلی می‌گیره! نه این که مثلا پاییز باشه و بارون بیاد!‌یا این که مثل عصر جمعه باشه که هیچ کاری برای انجام دادن نداشته باشم! نه! هیچ کدوم از اینا نیست! من نه یه دختر رویایی هستم و نه یه دختر نازک نارنجی! از اون موقعی که خودم را شناختم با مسولیت بزرگ شدم! همیشه وظایفی رو انجام دادم که دخترای خیلی بزرگ‌تر از خودم اصلا نمی‌دونستن چیه! وقتی دوازده سال‌ام بود مادرم در اثر...

نیریز
9789641139492
۱۳۸۸
۳۲۲ صفحه
۶۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده ماندا معینی (مودب‌پور)
۹ رمان ماندا معینی (مودب‌پور) نویسنده ایرانی ادبیات عامه‌پسند است؛ نام او با رمان‌هایی خوانده می‌شود که بر رابطه، احساس و کشمکش‌های خانوادگی تکیه دارند. درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیق‌تر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند. در این گونه آثار، روایت معمولا از دل عشق، سوءتفاهم، انتخاب‌های عاطفی و فشارهای اجتماعی پیش می‌رود. زبان چنین رمان‌هایی باید روان، گفت‌وگومحور و نزدیک به توقع خواننده عمومی باشد تا قصه بی‌وقفه ...
دیگر رمان‌های ماندا معینی (مودب‌پور)
پس کوچه‌های سکوت
پس کوچه‌های سکوت در مورد افسانه‌، بهترین دفاع کاری بود که کردم! تمام نوارا رو با حذف قسمت‌هایی که مربوط به پرونده‌ش نمی‌شد، کپی کردم و همراه با اون دو تا نوار که با اجازه شوهرش از تو انبار خونه‌شون پیدا کرده بودم برای دادگاه فرستادم. نتیجه‌م گرفتم!
شینا
شینا
نخل‌های مردابی
نخل‌های مردابی نمی‌خواین جوابم رو بدین؟ بادکنک‌ها مونده‌ها!! اگه بادشون کنم جوابم رو می‌دین؟ «یه لبخند دیگه زد که زود گفتم» کجان؟! بادکنک‌آ کجان؟! تو اون جعبه! «اولی رو گذاشتم تو دهنم و ده باد کن! اما مگه با می‌شد! همچین کلفت و ضخیم بود که انگار قرار بوده توپ چرمی بسازن و وسطش پشیمون شدن کردنش بادکنک!!
آن تابستان
آن تابستان خدایا چقدر یه آدم می‌تونه خودخواه و خودپسند باشه! کاشکی اون روزا عقل الانم رو داشتم! این چه رفتاری بود که با فرزین می‌کردم! اون موقع چه جوری فکر می‌کردم؟ چقدر احمقانه! فرزین حق داشت که ازم متنفر باشه! از دختر اربابی که پول پدرش رو به رخ یه پسر جوون که پدرش راننده بود می‌کشید! نمی‌دونم چرا اون کارا ...
دریا
دریا
مشاهده تمام رمان های ماندا معینی (مودب‌پور)
مجموعه‌ها