در مورد افسانه، بهترین دفاع کاری بود که کردم! تمام نوارا رو با حذف قسمتهایی که مربوط به پروندهش نمیشد، کپی کردم و همراه با اون دو تا نوار که با اجازه شوهرش از تو انبار خونهشون پیدا کرده بودم برای دادگاه فرستادم. نتیجهم گرفتم!
۹ رمان
ماندا معینی (مودبپور) نویسنده ایرانی ادبیات عامهپسند است؛ نام او با رمانهایی خوانده میشود که بر رابطه، احساس و کشمکشهای خانوادگی تکیه دارند.
درباره جزئیات زندگی شخصی او داده عمومی و قابل اتکای زیادی در دسترس نیست؛ بنابراین معرفی دقیقتر باید بر خود آثار و جایگاه نوشتاری او تکیه کند.
در این گونه آثار، روایت معمولا از دل عشق، سوءتفاهم، انتخابهای عاطفی و فشارهای اجتماعی پیش میرود.
زبان چنین رمانهایی باید روان، گفتوگومحور و نزدیک به توقع خواننده عمومی باشد تا قصه بیوقفه ...
آن تابستان
خدایا چقدر یه آدم میتونه خودخواه و خودپسند باشه! کاشکی اون روزا عقل الانم رو داشتم! این چه رفتاری بود که با فرزین میکردم! اون موقع چه جوری فکر میکردم؟ چقدر احمقانه!
فرزین حق داشت که ازم متنفر باشه! از دختر اربابی که پول پدرش رو به رخ یه پسر جوون که پدرش راننده بود میکشید! نمیدونم چرا اون کارا ...
انزوا
فرار کردم! نمیخواستم بمونم و راکد بشم! باید میرفتم اما نمیدونستم کجا یا دنبال چی! کجاش زیاد مهم نبود اما دنبال چیش مهم بود! خودم نمیدونستم چی میخوام اما میدونستم اون زندگی رو نمیخوام! لباسامو پوشیدم و از خونه رفتم بیرون! مقصدی نداشتم فقط میخواستم همینجوری برم! با خودم فکر کرده بودم که همینجوری میرم! حالا هر کجا! اصلا برام ...