رمان ایرانی

پاریس پاریس

هر کسی در دل تاریکی؛ یارش را یاد می‌کرد. یاری دیگر نمانده بود. فقط باری بود، یاری نبود. توی خانه امام غریب؛ جز او دلداری نبود. فانوس‌ها خاموش. زنبوری‌ها خاموش. برق برق علا، روی گنبد طلا. توی تاریکی جفا. نگام کن خدا. یا ضامن آهو. پشت در قزاق‌ها ایستادن. با تیر و مسلسل و تفنگ. واویلا!

9789643376222
۱۳۸۹
۳۵۲ صفحه
۴۷۶ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده سعید تشکری
۱۱ رمان سعید تشکری نویسنده، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ایرانی بود که بخش مهمی از کارش با ادبیات دینی، تاریخی و شهری پیوند داشت. او در فضای فرهنگی مشهد شناخته شد و شهر، زیارت، خاطره و مناسبات اجتماعی در بسیاری از نوشته‌هایش حضور پیدا کردند. تشکری در رمان و نمایش، به روایت‌هایی علاقه داشت که تاریخ و زندگی امروز را از مسیر شخصیت‌های عادی به هم وصل کنند. زبان آثارش می‌کوشد هم روایی بماند و هم حال‌وهوای بومی و عاطفی خود را حفظ کند. در کارنامه او، ...
دیگر رمان‌های سعید تشکری
وصل 1000 مجنون (مجموعه نمایش‌نامه)
وصل 1000 مجنون (مجموعه نمایش‌نامه) ... من آمدم تا در شکوه مهر، روشنایی و زیبایی که بازتاب‌های خداوند هستند، زیست کنم. من این‌جا هستم، زندگی می‌کنم و هیچ‌کس نمی‌تواند مرا از پهنه زندگی، زیبایی و حقیقت! به دیار تاریکی بکشاند. من این‌جا هستم تا برای همه و با همه باشم. آن‌چه امروز من در خلوت خود انجام می‌دهم فردا همگان باز خواهند تاباند. چیزی را که من امروز با یک دل می‌گویم و ...
ولادت
ولادت لیلا! نامی که ابوالقاسم، برای او انتخاب کرده بود. حس کرده بود... این نام بر او مناسب است. اکنون به خود می‌گفت: لیلایت را ببین. ببین که چطور شده؟ نگاهش کن! خوب و برنا و به کمال، قد کشیده، بزرگ شده و وقت آزمون اوست. هر آنچه را آموخته، تو یادش داده‌ای ابوالقاسم! حس می‌کرد دیگر او را نخواهد دید. می‌دانست به زودی به سراغ ...
هندوی شیدا
هندوی شیدا زبان فارسی ...
کافه داش آقا
کافه داش آقا -
شاه بهار
شاه بهار در مجلد سوم اما داستان پس از شهادت امام رضا (ع) آغاز می‌شود و اینبار فرزندان آنها به سودای یافتن و درک مولایشان امام جواد (ع) از نیشابور و مرو عازم قم و بغداد می‌شوند و در این مسیر است که شمه‌ای از دوران خلافت معتصم و ظلم او بر شیعیان و سادات رضوی ترسیم می‌شود.
مشاهده تمام رمان های سعید تشکری
مجموعه‌ها