رمان ایرانی

مفتون و فیروزه 2 (2 جلدی)

کوفتی این قلب که دو سال است برای تو می‌زند و باور نمی‌کند که تو نیستی. توی این دو سال که تو را گرفتند و بردند، هرکس یک جوری خواب تو را می‌بیند و به خودش دلداری می‌دهد که تو زنده‌ای. حالا زیبا دانشجوی زیست‌شناسی دانشکده علوم مشهد است و برای خودش عکاسی هم می‌کند؛ پای مردن تو که می‌رسد، تو را به من می‌بخشد، اما همین که کسی خواب تو را می بیند که زنده‌ای، حسودی‌اش گل می‌کند، حتی اگر در خواب هم من و تو کنار هم نشسته باشیم.

9789643376963
۱۳۹۳
۴۸۴ صفحه
۱۲۴ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده سعید تشکری
۱۱ رمان سعید تشکری نویسنده، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ایرانی بود که بخش مهمی از کارش با ادبیات دینی، تاریخی و شهری پیوند داشت. او در فضای فرهنگی مشهد شناخته شد و شهر، زیارت، خاطره و مناسبات اجتماعی در بسیاری از نوشته‌هایش حضور پیدا کردند. تشکری در رمان و نمایش، به روایت‌هایی علاقه داشت که تاریخ و زندگی امروز را از مسیر شخصیت‌های عادی به هم وصل کنند. زبان آثارش می‌کوشد هم روایی بماند و هم حال‌وهوای بومی و عاطفی خود را حفظ کند. در کارنامه او، ...
دیگر رمان‌های سعید تشکری
رژیسور
رژیسور می‌دوم، می نویسم، می خوانم و باز دوباره از نو؛ دویدنی همواره. من که نامم سعید است. همچنان که در طول همه این سال‌ها خواسته‌ام حکی از من بماند به جای، در سینه‌ام بغضی سرشار از دوست داشتن و در سرم چیزی سنگینی می‌کند که باید جهان و وسعتش را هر باره ببینی و بیاموزی و خلق کنی و بنویسی. ...
ولادت
ولادت لیلا! نامی که ابوالقاسم، برای او انتخاب کرده بود. حس کرده بود... این نام بر او مناسب است. اکنون به خود می‌گفت: لیلایت را ببین. ببین که چطور شده؟ نگاهش کن! خوب و برنا و به کمال، قد کشیده، بزرگ شده و وقت آزمون اوست. هر آنچه را آموخته، تو یادش داده‌ای ابوالقاسم! حس می‌کرد دیگر او را نخواهد دید. می‌دانست به زودی به سراغ ...
وصل 1000 مجنون (مجموعه نمایش‌نامه)
وصل 1000 مجنون (مجموعه نمایش‌نامه) ... من آمدم تا در شکوه مهر، روشنایی و زیبایی که بازتاب‌های خداوند هستند، زیست کنم. من این‌جا هستم، زندگی می‌کنم و هیچ‌کس نمی‌تواند مرا از پهنه زندگی، زیبایی و حقیقت! به دیار تاریکی بکشاند. من این‌جا هستم تا برای همه و با همه باشم. آن‌چه امروز من در خلوت خود انجام می‌دهم فردا همگان باز خواهند تاباند. چیزی را که من امروز با یک دل می‌گویم و ...
من سقراط مجروح را دوست‌دارم (مجموعه نمایش‌نامه)
من سقراط مجروح را دوست‌دارم (مجموعه نمایش‌نامه) کاش توماس می‌تونستی دنیای تازه من رو بفهمی! کاشکی می‌تونستم این طوری که الان هستم، با تو حرف بزنم. مری توی برنامه‌اش می‌گه، شانس در ایمان جایی نداره، شانس درخواست خدا هم، که اصلا جایی نداره. ولی او یادم داد. به من گفت، معنی واقعی ایمان کجاست! دعا معناش اینه تا بدونیم اون طرف تنهایی‌های ما، همیشه خداوند ایستاده. توماس! ...
مشاهده تمام رمان های سعید تشکری
مجموعه‌ها