رمان ایرانی

رژیسور

می‌دوم، می نویسم، می خوانم و باز دوباره از نو؛ دویدنی همواره. من که نامم سعید است. همچنان که در طول همه این سال‌ها خواسته‌ام حکی از من بماند به جای، در سینه‌ام بغضی سرشار از دوست داشتن و در سرم چیزی سنگینی می‌کند که باید جهان و وسعتش را هر باره ببینی و بیاموزی و خلق کنی و بنویسی. دستم و لغزش قلمم بر کاغذ به خراشیدن سنگ کوه می‌مانسته. از صحنه تئاتر تا داستان‌نویسی و روزنامه‌نگاری و نقد و پژوهش و نمایشنامه‌نویسی و فیلمنامه‌نویسی و کارگردانی در حوزه هنرهای نمایشی و تلویزیون و رادیو و سینما. اما فقط یک تصویر با من همواره همراه بوده است که در همین حوالی نزدیک، کسی نفس زدن مداوم و بی‌خستگی کار کردن و آسوده نخوابیدن و عرق‌ریزان روح و جسم مرا به خوبی می‌بیند و می‌شناسد و می‌سازد و می‌خواهد.

سوره مهر
9786000303877
۱۳۹۶
۷۰۴ صفحه
۱۲۱ مشاهده
۰ نقل قول
صفحه نویسنده سعید تشکری
۱۱ رمان سعید تشکری نویسنده، نمایشنامه‌نویس و رمان‌نویس ایرانی بود که بخش مهمی از کارش با ادبیات دینی، تاریخی و شهری پیوند داشت. او در فضای فرهنگی مشهد شناخته شد و شهر، زیارت، خاطره و مناسبات اجتماعی در بسیاری از نوشته‌هایش حضور پیدا کردند. تشکری در رمان و نمایش، به روایت‌هایی علاقه داشت که تاریخ و زندگی امروز را از مسیر شخصیت‌های عادی به هم وصل کنند. زبان آثارش می‌کوشد هم روایی بماند و هم حال‌وهوای بومی و عاطفی خود را حفظ کند. در کارنامه او، ...
دیگر رمان‌های سعید تشکری
شاه بهار
شاه بهار در مجلد سوم اما داستان پس از شهادت امام رضا (ع) آغاز می‌شود و اینبار فرزندان آنها به سودای یافتن و درک مولایشان امام جواد (ع) از نیشابور و مرو عازم قم و بغداد می‌شوند و در این مسیر است که شمه‌ای از دوران خلافت معتصم و ظلم او بر شیعیان و سادات رضوی ترسیم می‌شود.
مفتون و فیروزه 2 (2 جلدی)
مفتون و فیروزه 2 (2 جلدی) کوفتی این قلب که دو سال است برای تو می‌زند و باور نمی‌کند که تو نیستی. توی این دو سال که تو را گرفتند و بردند، هرکس یک جوری خواب تو را می‌بیند و به خودش دلداری می‌دهد که تو زنده‌ای. حالا زیبا دانشجوی زیست‌شناسی دانشکده علوم مشهد است و برای خودش عکاسی هم می‌کند؛ پای مردن تو که می‌رسد، ...
مفتون و فیروزه 1 (2 جلدی)
مفتون و فیروزه 1 (2 جلدی) کوفتی این قلب که دو سال است برای تو می‌زند و باور نمی‌کند که تو نیستی. توی این دو سال که تو را گرفتند و بردند، هرکس یک جوری خواب تو را می‌بیند و به خودش دلداری می‌دهد که تو زنده‌ای. حالا زیبا دانشجوی زیست‌شناسی دانشکده علوم مشهد است و برای خودش عکاسی هم می‌کند؛ پای مردن تو که می‌رسد، ...
وقتی زمین دروغ می‌گوید
وقتی زمین دروغ می‌گوید می‌دوم، می‌نویسم، می‌خوانم و باز دوباره از نو، دویدنی همواره. من که نامم سعید است. همچنان که در طول همه این سال‌ها خواسته‌ام حکی از من بماند به جای، در سینه‌ام بغضی سرشار از دوست داشتن است و در سرم چیزی سنگینی می‌کند که باید جهان و وسعتش را هرباره ببینی و بیاموزی و خلق کنی و بنویسی.
مشاهده تمام رمان های سعید تشکری
مجموعه‌ها