رمان خارجی

نی‌ها در باد

(Canne al vento)

لییه که خواهران به علت فرار او بی‌آبرو شده و شوهر پیدا نمی‌کردند، خبر پیوند زن‌آشویی خود را نوشت. داماد فروشنده چهارپایان اهلی بود، که بر حسب اتفاق در راه فرارش با وی مواجه شده بود. در چیویتوکیه در رفاه نسبی می‌زیستند، که باید به زودی صاحب فرزند می‌شدند. خواهران این اشتباه جدید او را که با شیوه بدی با مردی از توده مردم پیوند بسته بود نبخشیدند و به وی پاسخ ندادند.

ارغنون
9789646800571
۱۳۸۹
۲۷۰ صفحه
۲۱۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
گراتزیا دلددا
صفحه نویسنده گراتزیا دلددا
۱۶ رمان گراتزیا دلددا، نویسنده ایتالیایی و برنده نوبل ادبیات است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به سرنوشت، گناه، ایمان، طبیعت و زندگی روستایی نزدیک‌اند. زندگی و کار او نشان می‌دهد ادبیات چطور می‌تواند از تجربه‌ای شخصی، تاریخی یا فرهنگی به روایتی ماندگار برسد. مسیر نویسندگی او با توجه به انسان و موقعیت شکل گرفته است. در آثارش شخصیت‌ها فقط برای پیش بردن ماجرا نیستند؛ آن‌ها با ترس، آرزو، شکست، ایمان یا انتخاب‌هایی روبه‌رو می‌شوند که به متن عمق می‌دهد. از آثار ...
دیگر رمان‌های گراتزیا دلددا
گنج
گنج دختر صورتش را روی نامه پایین برد و به فکر فرو رفت. اکنون تمام افکارش نسبت به او، زیبا و شیرین بودند. نامه آخر حلقه جاده شده پیرامون او را در هم شکسته و باطل کرده بود.
پاسکا دختر اهل نوئورو
پاسکا دختر اهل نوئورو می‌خواهی عمو پیتروی پیر را بکشم؟ حرف بزن. من به خاطر عشق تو حاضرم به هر کاری دست بزنم. هر چه را که تو بخواهی انجام می‌دهم. دروغ می‌گویم. مرکتب جنایت می‌شوم. آری، به خاطر عشق تو... می‌خواهی عمو پیتروی پیر را بکشم؟ آری، او را کشته بود اما حس می‌کرد دیگر هرگز تا آخر عمر، حتی با عشق پاسکا، موفق نخواهد ...
راه خطا
راه خطا
رقص گردنبند
رقص گردنبند
آنالنا
آنالنا ولی این مرتبه آنالنا به وضوح عصبانی شد. می‌خواست دق دلی‌اش را سر اسب خالی کند که با صدای یکنواخت زنگوله‌اش آهسته قدم بر می‌داشت و انگار با عقیده پیرمرد موافق بود. «بگذارید بدوند. اگر حالا عجله نداشته باشند می‌خواهید چه وقت سرعت بگیرند؟ وقتی عصایی مثل عصای شما در دست گرفتند؟»
مشاهده تمام رمان های گراتزیا دلددا
مجموعه‌ها