رمان خارجی

بادبادک‌پران

خالد حسینی در اولین رمان خود به نام بادبادک‌باز به دستاوردی نائل آمده که فقط تعداد اندکی از نویسندگان معاصر به آن دست یافته‌اند. نویسنده ضمن روایتی آموزنده و روشنگر از نابسامانی‌های سیاسی و فرهنگی افغانستان شخصیت‌هایی پویا می‌آفریند که تلاش‌های تاثربرانگیز و پیروزی‌های پرشورشان حتی تا مدت‌ها پس از پایان کتاب در ذهن خواننده باقی می‌ماند و شاید تنها ایراد این رمان شگفت‌انگیز این است که‌خیلی زود تمام می‌شود.

پیکان
9789643284954
۱۳۸۵
۳۸۸ صفحه
۱۲۰۵ مشاهده
۰ نقل قول
خالد حسینی
صفحه نویسنده خالد حسینی
۲۵ رمان خالد حسینی نویسنده افغان-آمریکایی و پزشک پیشین است. او در کابل به دنیا آمد و پس از مهاجرت به آمریکا، با رمان‌هایی شناخته شد که افغانستان، تبعید و زخم‌های خانوادگی را به مخاطبان جهانی معرفی کردند. اولین رمان او، «بادبادک‌باز»، موفقیتی گسترده پیدا کرد و تصویری عاطفی از دوستی، خیانت، طبقه اجتماعی و پیامدهای جنگ ارائه داد. این کتاب نام حسینی را در ادبیات معاصر جهانی تثبیت کرد. در «هزار خورشید تابان» و «و کوهستان به طنین آمد»، حسینی دوباره به سراغ ...
دیگر رمان‌های خالد حسینی
بادبادک باز
بادبادک باز خالد حسینی در اولین رمان خود به نام بادبادک‌باز به دستاوردی نائل آمده که فقط تعداد اندکی از نویسندگان معاصر به آن دست یافته‌اند. نویسنده ضمن روایتی آموزنده و روشنگر از نابسامانی‌های سیاسی و فرهنگی افغانستان شخصیت‌هایی پویا می‌آفریند که تلاش‌های تاثربرانگیز و پیروزی‌های پرشورشان حتی تا مدت‌ها پس از پایان کتاب در ذهن خواننده باقی می‌ماند و شاید تنها ...
و کوهستان به طنین آمد
و کوهستان به طنین آمد این کتاب بسیار تاثیرگذار و فریبنده خالد حسینی نشانگر درک عمیق او از قید و بندهایی است که به ما و هستی ما معنا می‌دهد، چیزی که معنای آن انسان بودن است. داستان با پیوند نامتوازن میان برادر و خواهری بی‌مادر در دهکده‌ای در افغانستان آغاز می‌شود. برای پری 3 ساله، برادر بزرگش عبدالله بیشتر مادر است تا برادر. و برای ...
و کوه طنین انداخت
و کوه طنین انداخت این کتاب بسیار تاثیرگذار و فریبنده خالد حسینی نشانگر درک عمیق او از قید و بندهایی است که به ما و هستی ما معنا می‌دهد، چیزی که معنای آن انسان بودن است. داستان با پیوند نامتوازن میان برادر و خواهری بی‌مادر در دهکده‌ای در افغانستان آغاز می‌شود. برای پری 3 ساله، برادر بزرگش عبدالله بیشتر مادر است تا برادر. و برای ...
و کوه‌ها باز گفتند
و کوه‌ها باز گفتند نیلا با چشمانی درشت‌شده از شگفتی، با دو دست جلوی دهانش را گرفته بود تا مبادا صدای شیونش شنیده شود. این‌ها برمن، بر قلب من، بر روح من سنگینی می‌کند، آقای مارکوس. این همه سال گذشته، اما تمام این‌ها بر جان من سنگینی می‌کند.
بادبادک‌باز
بادبادک‌باز «بادبادک‌باز» داستانی گیرا و احساسی از خیانت و رستگاری‌ست. دریچه‌ای به دنیایی نو با نام زندگی افغان‌ها که عجیب، فریبنده و در عین حال آشناست. «خالد حسینی» با ایجاد تعادل چشم‌گیر مابین وضوح و قدرت، مرزهای شالوده‌سازی و قصه‌گویی را درمی‌نوردد. برترین نقطه قوت «بادبادک‌باز» در حقیقت دستمایه تقدیر و عدالت و فایق آمدن خیر بر شر به‌ رغم تمامی ...
مشاهده تمام رمان های خالد حسینی
مجموعه‌ها