رمان خارجی

1000 خورشید تابان (پالتویی)

(A thousand splendid suns)

در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادک‌باز مطرح شده‌ است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می‌گوید که در افغانستان جنگ‌زده بر زنان روا داشته‌اند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.

ثالث
9786004051590
۱۳۹۶
۵۷۶ صفحه
۳۹۰ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
خالد حسینی
صفحه نویسنده خالد حسینی
۲۵ رمان خالد حسینی نویسنده افغان-آمریکایی و پزشک پیشین است. او در کابل به دنیا آمد و پس از مهاجرت به آمریکا، با رمان‌هایی شناخته شد که افغانستان، تبعید و زخم‌های خانوادگی را به مخاطبان جهانی معرفی کردند. اولین رمان او، «بادبادک‌باز»، موفقیتی گسترده پیدا کرد و تصویری عاطفی از دوستی، خیانت، طبقه اجتماعی و پیامدهای جنگ ارائه داد. این کتاب نام حسینی را در ادبیات معاصر جهانی تثبیت کرد. در «هزار خورشید تابان» و «و کوهستان به طنین آمد»، حسینی دوباره به سراغ ...
دیگر رمان‌های خالد حسینی
A Thousand Splendid Suns
A Thousand Splendid Suns رمان «هزار خورشید تابان» اثر خالد حسینی روایتی عمیق و تکان‌دهنده از زندگی زنانی است که در دل یکی از پرآشوب‌ترین دوره‌های تاریخ معاصر افغانستان تلاش می‌کنند کرامت، عشق و امید خود را حفظ کنند. داستان در بستر چند دهه تحولات سیاسی و اجتماعی این کشور جریان دارد و سرنوشت دو زن به نام‌های مریم و لیلا را به شکلی ...
بادبادک باز
بادبادک باز خالد حسینی در اولین رمان خود به نام بادبادک‌باز به دستاوردی نائل آمده که فقط تعداد اندکی از نویسندگان معاصر به آن دست یافته‌اند. نویسنده ضمن روایتی آموزنده و روشنگر از نابسامانی‌های سیاسی و فرهنگی افغانستان شخصیت‌هایی پویا می‌آفریند که تلاش‌های تاثربرانگیز و پیروزی‌های پرشورشان حتی تا مدت‌ها پس از پایان کتاب در ذهن خواننده باقی می‌ماند و شاید تنها ...
1 هزار خورشید باشکوه
1 هزار خورشید باشکوه در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادک‌باز مطرح شده‌است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می گوید که در افغانستان جنگ‌زده بر زنان روا داشته‌اند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.
و کوه‌ها باز گفتند
و کوه‌ها باز گفتند نیلا با چشمانی درشت‌شده از شگفتی، با دو دست جلوی دهانش را گرفته بود تا مبادا صدای شیونش شنیده شود. این‌ها برمن، بر قلب من، بر روح من سنگینی می‌کند، آقای مارکوس. این همه سال گذشته، اما تمام این‌ها بر جان من سنگینی می‌کند.
مشاهده تمام رمان های خالد حسینی
مجموعه‌ها