رمان خارجی

هزاران خورشید درخشان

(A thousand splendid suns)

در رمان هزار خورشید تابان کمابیش همان مقطع زمانی بادبادک‌باز مطرح شده‌است،با این تفاوت که در اینجا داستان دو زن در میان است و از ستم مضاعفی می گوید که در افغانستان جنگ‌زده بر زنان روا داشته‌اند.به نظر خالد حسینی در این رمان گام چشمگیری به پیش برداشته و هیچ چیز را سیاه سیاه یا سفید سفید ندیده است.

سمیه گنجی
نشر زهره
9789642981038
۱۳۸۶
۴۴۸ صفحه
۱۱۵۹ مشاهده
۰ نقل قول
نسخه‌های دیگر
خالد حسینی
صفحه نویسنده خالد حسینی
۲۵ رمان خالد حسینی نویسنده افغان-آمریکایی و پزشک پیشین است. او در کابل به دنیا آمد و پس از مهاجرت به آمریکا، با رمان‌هایی شناخته شد که افغانستان، تبعید و زخم‌های خانوادگی را به مخاطبان جهانی معرفی کردند. اولین رمان او، «بادبادک‌باز»، موفقیتی گسترده پیدا کرد و تصویری عاطفی از دوستی، خیانت، طبقه اجتماعی و پیامدهای جنگ ارائه داد. این کتاب نام حسینی را در ادبیات معاصر جهانی تثبیت کرد. در «هزار خورشید تابان» و «و کوهستان به طنین آمد»، حسینی دوباره به سراغ ...
دیگر رمان‌های خالد حسینی
و پاسخی پژواک‌سان از کوه‌ها آمد
و پاسخی پژواک‌سان از کوه‌ها آمد خب، پس شما داستان می‌خواهید و من هم یکی برایتان تعریف می‌کنم. اما فقط یکی. بیشتر نخواهید. پری، دیروقت است، من و تو مسافرتی طولانی پیش رو داریم. باید امشب را خوب بخوابی. تو هم همین‌طور عبدالله. وقتی من و خواهرت این‌جا نیستیم، رویت حساب می‌کنم. مادرت هم همین‌طور. هان. پس فقط یک قصه. گوش کنید، هر دویتان، خوب گوش ...
پژواک کوهستان
پژواک کوهستان پروانه قبل از این‌که لحاف را کنار بزند و آن را ببیند بوی آن به دماغ‌اش می‌خورد. تمام کپل معصومه تا پایین ران‌ها، ملحفه‌ها، تشک و همین‌طور لحاف کثیف بود. معصومه از بالای شانه‌اش با کم‌رویی و از روی شمر نگاهی ملتمسانه برای طلب بخشش می‌کند، شرم بعد از این همه مدت، این همه سال. معصومه زیر لب می‌گوید:«معذرت می‌خوام.»
بادبادک باز
بادبادک باز خالد حسینی در اولین رمان خود به نام بادبادک‌باز به دستاوردی نائل آمده که فقط تعداد اندکی از نویسندگان معاصر به آن دست یافته‌اند. نویسنده ضمن روایتی آموزنده و روشنگر از نابسامانی‌های سیاسی و فرهنگی افغانستان شخصیت‌هایی پویا می‌آفریند که تلاش‌های تاثربرانگیز و پیروزی‌های پرشورشان حتی تا مدت‌ها پس از پایان کتاب در ذهن خواننده باقی می‌ماند و شاید تنها ...
بادبادک‌باز
بادبادک‌باز خالد حسینی در اولین رمان خود به نام بادبادک‌باز به دستاوردی نائل آمده که فقط تعداد اندکی از نویسندگان معاصر به آن دست یافته‌اند. نویسنده ضمن روایتی آموزنده و روشنگر از نابسامانی‌های سیاسی و فرهنگی افغانستان شخصیت‌هایی پویا می‌آفریند که تلاش‌های تاثربرانگیز و پیروزی‌های پرشورشان حتی تا مدت‌ها پس از پایان کتاب در ذهن خواننده باقی می‌ماند و شاید تنها ...
و کوه‌ها باز گفتند
و کوه‌ها باز گفتند نیلا با چشمانی درشت‌شده از شگفتی، با دو دست جلوی دهانش را گرفته بود تا مبادا صدای شیونش شنیده شود. این‌ها برمن، بر قلب من، بر روح من سنگینی می‌کند، آقای مارکوس. این همه سال گذشته، اما تمام این‌ها بر جان من سنگینی می‌کند.
مشاهده تمام رمان های خالد حسینی
مجموعه‌ها