رمان ایرانی

همیشه با تو

با تو بوده‌ام همیشه و در همه جا با تو نفس کشیده‌ام، با چشمان تو دیده‌ام مرا از تو گریزی نیست چنان که جسم را از روح و زمین را از آسمان و درخت را از آفتاب تو دلیل حیات من بوده و هستی و چنان با این دلیل زیسته‌ام که باور کرده‌ام علت بودن من، تو هستی پاسخ من به پایان و آغاز زندگی این است: «همیشه با تو»

پگاه
9789646503427
۱۳۸۹
۲۵۶ صفحه
۸۰۷۵ مشاهده
۰ نقل قول
فهیمه رحیمی
صفحه نویسنده فهیمه رحیمی
۲۹ رمان فهیمه رحیمی، رمان‌نویس ایرانی، از چهره‌های شناخته‌شده ادبیات و فرهنگ معاصر یا کلاسیک است. او در تهران به دنیا آمد و نامش با بخشی از حافظه خوانندگان در زبان‌های مختلف گره خورده است. مسیر کاری او با نوشتن رمان‌های عامه‌پسند و پرمخاطب پس از انقلاب شکل گرفت. همین مسیر باعث شد آثارش فقط یک تجربه سرگرم‌کننده نباشند و به تصویری از زمانه، جامعه و دغدغه‌های شخصی او تبدیل شوند. شهرت او بیش از همه با «بازگشت به خوشبختی»، «پنجره»، «ماندانا» و رمان‌های ...
دیگر رمان‌های فهیمه رحیمی
برجی در مه
برجی در مه آیدا که از صدای پدر سر از در هال بیرون آورده بود و به پدر می‌نگریست با دیدن پاکت در دست او، خوشحال به حیاط دوید و او هم با بانگی بلند فریاد کشید: بالاخره رسید. پدر به چهره شاد دخترش نگریست و از سر افسوس سر تکان داد و با انداختن آن به روی زمین از خانه خارج شد. با ...
غوغای بی‌هیاهو
غوغای بی‌هیاهو داشتم باور می‌کردم که خانواده‌ام دشمن منند و چشم ندارند منو ببینند. درست‌تر اینه که بگم باور کرده بودم. حالا می‌دونم که در آن زمان حس مسئولیت‌پذیری و همکاری با دیگران را نداشتم. سومین خواستگار که به سراغم اومد هنگامی که سبد گل را به دستم داد با یک نگاه به او که نه گردنبند داشت و نه دستبند و ...
باران
باران
حرم دل
حرم دل حرف من اینه که نمی‌خوام دیگه تو این خونه زندگی کنم. دلم می‌خواد برم شهرستان. حرف آخر اینه که می‌خوام تنها باشم و در تنهایی به زندگی خودم فکر کنم.
اشک ستاره
اشک ستاره
مشاهده تمام رمان های فهیمه رحیمی
مجموعه‌ها