۲۳ رمان
حسن کریمپور نویسنده ایرانی است و نام او در کنار مجموعهای از آثار داستانی فارسی دیده میشود. درباره زندگی شخصی و تاریخهای دقیق او اطلاعات عمومی قابل اتکای زیادی در دسترس نیست، بنابراین بهتر است با احتیاط معرفی شود.
کارنامه او بیشتر از مسیر کتابهای منتشرشدهاش شناخته میشود تا حضور پررنگ رسانهای. چنین نویسندگانی گاهی در حافظه عمومی کمتر دیده میشوند، اما برای خوانندگان پیگیر رمان و داستان فارسی نامی آشنا هستند.
در آثار منسوب به او، روایت و سرگرمی داستانی نقش ...
بهانهای برای ماندن
پدرم یک مزرعه کوچک و یک باغ داشت که با همان زندگی ماها رو که دو برادر بودیم و سه خواهر، میگذروند. من از همان دوران نوجوانی دوست داشتم ناخدای کشتی بشم، چون اغلب در تابستان که مدرسهها تعطیل میشد میرفتم چابهار، نزد داییم. از آنجا بود که به دریا علاقهمند شدم. کلاس ششم ابتدایی رو که تموم کردم داییم ...
دختر بویر احمدی
همه ساکت بودیم. من و رودابه در برابر آن همه چشم خجالت میکشیدیم به همه سلام کنیم اما نگاهمان هزاران جمله حرف داشتند. به یکدیگر خیره شدیم حتی پلک زدن را فراموش کرده بودیم که مبادا یک لحظه از هم غافل شویم. موجی از دلهره و اضطراب و هیجان توام با ذوق و شوق احاطهام کرده بود. هر دو یک ...
گردی روی آینه
روزها و هفتهها پشت سر هم میگذشتند. هر روز صبح با خودرو خودم به دانشگاه میرفتم و شنبهها و چهارشنبهها بعد از ظهرها کلاس داشتم. گاهی هم ادای خانواده احمد را در آورده هفتهای یک بار با خانواده که آقا رضا و مژگان هم عضوی از ما بودند شام را در خارج از خانه صرف میکردیم که مادرم خوشش نمیآمد. ...