آنا با شنیدن صدای خندههای او کمکم همهچیز را به یاد آورد، باغ و دیوارهای پوشیده از برگ پاپیتال همسایه روبهرو، فرانسه، رادیو... و بوتههای ساحل و رودخانه، همه مانند وزش تند نسیمی به قلبش بازگشتند.
از متن کتاب
۱۳ رمان
ناتالیا گینزبرگ، نویسنده ایتالیایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خانواده، زبان، فاشیسم، خاطره و فقدان نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به «واژهنامه ...
الفبای خانواده
رمان الفبای خانواده مثل دیگر آثار ناتالیا گینزبورگ گرچه بافتی داستانی دارد، اما صریح و اقتباسی از واقعیت است.
فضیلتهای ناچیز
تا آنجا که مربوط به تربیت بچهها میشود، فکر میکنم که به آنها نباید فضیلتهای ناچیز، بلکه باید فضیلتهای بزرگ را آموخت. نه صرفهجویی را؛ که سخاوت را و بیتفاوتی نسبت به پول را. نه احتیاط را؛ که شهامت و حقیر شمردن خط را. نه زیرکی را؛ که صراحت و عشق به واقعیت را. نه سیاست بازی را؛ که عشق ...
شوهر من و 3 داستان دیگر
گفتم:" دیگه نمیخوام پیش اون بری. دیگه نمیخوام ببینمش." و خم شدم روی او. اما او با یک حرکت هلم داد، گفت:" تو چه اهمیتی برام داری؟ تو هیچ چیز تازهای برای من نداری، هیچی نداری که بتونه من رو جذب کنه. به مادرم و به مادر مادرم شباهت داری، و به تمام زنهایی که تو این خونه زندگی کردن. ...
شوهرم
بچه را با دستانش گرفت، بلند کرد و تکانش داد:«مرده.»
و پرتش کرد گوشه تخت. صورتی دیدم کوچک و چروک مثل صورت چینیها. زنها او را در کهنهای پشمی پیچیدند و بردند. ماریوچیا دیگر فریاد نمیزد. دراز کشیده بود و رنگش بسیار پریده بود و خون بیوقفه از بدنش میرفت. دیدم لکه خونی روی پیراهن من هم هست.