نمایش‌نامه و فیلم‌نامه

منشی

(La segretaria)

انریکو: شاید یاد بگیری اونو بشناسی و دوستش داشته باشی. تیتینا: بیش از اندازه می‌شناسمش. مدت‌هاست تو خونه‌امه. در کمال صداقت بهش گفتم اون مناسب من نیست. هیچ تغییری نکرده. غروری نداره. از این دخترهای مدرنه، بدون غرور، بدون هویت. دخترهایی که هرگز از هیچی شرم نمی‌کنن. جوون‌های امروز همه تحقیرهای عالمو می‌تونن بپذیرن، بدون این‌که رنگ از رخ‌شون بپره یا سرخ شن. بفرمایین. این‌هاش. بهم زل زده. پوزخند می‌زنه. می‌تونم تو چشاش نیگا کنم و هر چی به دهنم می‌آد بهش بگم. دست به سیاه و سفید نزدن که کار خوبی نیس. حتی رختخوابشم جمع نمی‌کنه، لحافو میندازه رو تخت و مرتب‌اش نمی‌کنه. موهاشو نمی‌شوره. این زنیه که تو می‌خوای بگیریش انریکو.

9786008209577
۱۳۹۷
۸۸ صفحه
۴۰۱ مشاهده
۰ نقل قول
ناتالیا گینزبرگ
صفحه نویسنده ناتالیا گینزبرگ
۱۳ رمان ناتالیا گینزبرگ، نویسنده ایتالیایی است و نامش با آثاری شناخته می‌شود که به خانواده، زبان، فاشیسم، خاطره و فقدان نزدیک‌اند. در معرفی او، بهتر است به جای جمله‌های کلیشه‌ای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتاب‌هایش برمی‌گرداند. مسیر کار او نشان می‌دهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان می‌آید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمان‌های پرخواننده‌ای که بی‌واسطه با مخاطب حرف می‌زنند. از آثار یا زمینه‌های شناخته‌شده او می‌توان به «واژه‌نامه ...
دیگر رمان‌های ناتالیا گینزبرگ
شوهرم
شوهرم بچه را با دستانش گرفت، بلند کرد و تکانش داد:«مرده.» و پرتش کرد گوشه تخت. صورتی دیدم کوچک و چروک مثل صورت چینی‌ها. زن‌ها او را در کهنه‌ای پشمی پیچیدند و بردند. ماریوچیا دیگر فریاد نمی‌زد. دراز کشیده بود و رنگش بسیار پریده بود و خون بی‌وقفه از بدنش می‌رفت. دیدم لکه خونی روی پیراهن من هم هست.
نجواهای شبانه
نجواهای شبانه داستان از زبان یک زن جوان خجالتی و تقریبا تنها روایت می‌شود؛ راوی وقایع تهی اطراف خود را با همان صراحت ظالمانه‌ای ثبت می‌کند که شکست عشقی‌اش را...
چنین گذشت بر من
چنین گذشت بر من گینزبورگ در این کتاب خط حکایتی ملموس، پر حادثه و سرشار از ناگفته‌های دوست‌داشتنی انسان را دنبال می‌کند؛ خط بزرگی که موپاسان را به چخوف متصل می‌کند و به مانسفیلد می‌رسد.
دیروزهای ما
دیروزهای ما آنا با شنیدن صدای خنده‌های او کم‌کم همه‌چیز را به یاد آورد، باغ و دیوارهای پوشیده از برگ پاپیتال همسایه روبه‌رو، فرانسه، رادیو... و بوته‌های ساحل و رودخانه، همه مانند وزش تند نسیمی به قلبش بازگشتند. ...
مشاهده تمام رمان های ناتالیا گینزبرگ
مجموعه‌ها