۱۳ رمان
ناتالیا گینزبرگ، نویسنده ایتالیایی است و نامش با آثاری شناخته میشود که به خانواده، زبان، فاشیسم، خاطره و فقدان نزدیکاند. در معرفی او، بهتر است به جای جملههای کلیشهای، به همان کیفیتی نگاه کنیم که خواننده را به کتابهایش برمیگرداند.
مسیر کار او نشان میدهد ادبیات همیشه یک شکل ندارد. گاهی از فانتزی و هیجان میآید، گاهی از نمایش و تجربه اجتماعی، و گاهی از رمانهای پرخوانندهای که بیواسطه با مخاطب حرف میزنند.
از آثار یا زمینههای شناختهشده او میتوان به «واژهنامه ...
منشی
انریکو: شاید یاد بگیری اونو بشناسی و دوستش داشته باشی.
تیتینا: بیش از اندازه میشناسمش. مدتهاست تو خونهامه. در کمال صداقت بهش گفتم اون مناسب من نیست. هیچ تغییری نکرده. غروری نداره. از این دخترهای مدرنه، بدون غرور، بدون هویت. دخترهایی که هرگز از هیچی شرم نمیکنن. جوونهای امروز همه تحقیرهای عالمو میتونن بپذیرن، بدون اینکه رنگ از رخشون بپره یا ...
شوهرم
بچه را با دستانش گرفت، بلند کرد و تکانش داد:«مرده.»
و پرتش کرد گوشه تخت. صورتی دیدم کوچک و چروک مثل صورت چینیها. زنها او را در کهنهای پشمی پیچیدند و بردند. ماریوچیا دیگر فریاد نمیزد. دراز کشیده بود و رنگش بسیار پریده بود و خون بیوقفه از بدنش میرفت. دیدم لکه خونی روی پیراهن من هم هست.